تبليغاتX
دی جی مر یم

دی جی مر یم

شرح تنهایی من

گوشي همراه جايزه بگيريد

به راحتی گوشی همراه جایزه بگیرید
تنها کافی است بدون پرداخت هیچگونه هزینه و تنها عضویت در سایت مذکور صاحب جوایز استثنایی شوید که خود آنرا انتخاب می کنید این روش کامل قانونی است و 100 % عملی .
تنها کافی است رایگان ثبت نام کنید و دوستان خود را نیز دعوت به ثبت نام کنید لطفا به ادامه مطلب بروبد ...

به راحتی گ�شی همراه جایزه بگیرید

_________________________________________________________________

توصیه می کنم هرچه زودتر دست به کار شوید تا از این امتیاز نیز استفاده کرده باشید زیرا هنوز تعداد بسیار زیادی از این قضیه بی خبر هستند.
برای این کار کافی است از لینک زیر وارد سایت مورد نظر شوید (لینک امتحان شده و کاملا سالم است)

لینک سایت براي ثبت نام

برای عضویت تنها کافی است کمتر از 5 دقیقه وقت صرف کنید وبه لینک بالا رفته و مراحل زیر را دنبال کنید
1. در صفحه ی باز شده روي تصوير موبايل كليك كنيد و در صفحه ي بعد گزینه ی » Register Now! را بزنید
2.مشخصات خود را پر کنید (به فکر روز دریافت جایزه نیز باشید !)
راهنما :
به راحتی گ�شی همراه جایزه بگیرید



4.در قسمت Free Gif جایزه مورد نظر خود را انتخاب کنید
3.در قسمت Referral باید این شماری را وارد کنید (در صورتی که به صورت پیشفرض نبود شما وارد کنید : )
913759264

در قسمت آخر View را تیک بزنید و در نهایت Register را کلیک نمایید
5. اگر مراحل بالا را به درستی انتخاب کرده باشید یک ایمیل به شما ارسال می شود که حاوی کد فعال سازی می باشد

نکته :
پس از دریافت ایمل و Login کردن خود در سایت به قسمت MY Account رفته جایزه ای که انتخاب کرده ایدمشاهده می کنید . قسمت Credits Needed مقدار امتیازی است که باید کسب کنید تا جایزه به دست شما برشد .خوشبختانه برای اکثر جوایز امتیاز بالا و به دور از تصور احتیاج نیست مثلا برای N81 8gig تنها 28 امتیاز لازم است.
برای افزایش امتیاز خود باید دوستان خود را به عضویت تشویق کنید و زیر شاخه بسازید . در ازای هر نفر که به دعوت شما عضو می شود یک امتیاز به شما تعلق می گیرد.
این روش کاملا تایید شده است و مانند دوستان ما جوایز واقعا به دست شما خواهد رسید. در صورت بروز مشکل و یا هر گونه ایراد در ثبت نام و یا سوال خاصی در قسمت نظرات بیان کنید.
با تشکر

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:30  توسط مر یم  | 

مريم دجي و تبليغات سوران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 20:12  توسط مر یم  | 

سورن ومریم دجی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 20:13  توسط مر یم  | 

تست هوش

آزمون آدمک ( گوديناف)

تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سال)

 

آزمون ترسيم آدمک يکی از آسانترين ، عملی ترين وجهانی ترين آزمونهای تصويری است . اين آزمون به وسيله عده زيادی کد گذاری شده است که مهمترين آنها کار خانم آمريکائی فلورانس گوديناف Florence Goodenough است که در سال 1920 در ايالت نيوجرسی آمريکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمايش نمود . در فرانسه نيز دکتر فای Fay در اين زمينه کار کرده است .

هدف:

مهمترين هدف آزمون ، تعيين درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنين اين آزمون را زمانی  به کار می بريم که آزمونهای هوشی ديگر مقدور نيست و می خواهيم هر چه سريعتر درباره درجه هوشی کودک به نتيجه برسيم . علاوه بر اين ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نيستند بهترين ابزار سنجش اين آزمون می باشند .

دستور اجرا:

اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود : " يک آدم ترسيم کن  و هر چه می توانی آنرا زيبا و خوب بکِش " ، اضافه می نمائيم زمان اين کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.

نکاتی که در عمل و ارزيابی بايد رعايت کرد :

1.  برای ترسيم بهتراست يک مداد سياه  يا يک خودکار راحت و روان دراختيار کودک بگذاريم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخيص داد .

2.    اگر نقاشی با مداد رنگی کشيده شود ، شرايط ديگری برای ارزيابی لازم است که بايد رعايت شود .

3.    کاغذ برای رسم نقاشی کودک بايد حداقل 30 × 21  باشد .

4.    اجازه بدهيد کودک چند تصوير بکشد ، سپس  بهترين و کاملترين را برای نمره گذاری انتخاب کنيد .

5.  اگر نتايج چند بار کشيدن آدمک با يکديگر فرق داشت نشان ناراحتی های ديگری در کودک است که بايد به متخصص مسائل روانی يا روان درمانی مراجعه کرد .

روش نمره گذاري:

الف: برای هر يک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسيم شده باشد يک نمره منظور فرمائيد. به شرح ذيل :

1. سر وجود داشته باشد .

2. پا کشيده شده باشد .

3. دست کشيده شده باشد . ( يک يا هر دو دست)

4. بدن کشيده  شده باشد .

5. طول بدن طويل تر ازعرض آن باشد .

6. شانه ها کشيده شده باشد .

7. بازوها و پاها به تنه چسبيده شده باشند .

8. پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبيده شده باشند .

9. گردن کشيده شده باشد .

10. دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد .

11. چشمها کشيده شده باشد .

12. بينی کشيده شده باشد .

13. دهان کشيده شده باشد .

14. دو لب ديده شود .

15. سوراخها يا حفره های بينی کشيده شده باشد .

16. موها کشيده شده باشد . ( جزئی ترين مقدار مو)

17. موها کامل کشيده شده باشد .

18. علامتی از لباس کشيده شده باشد .

19. دو قطعه لباس کشيده شده باشد .

20. تمام بدن پوشيده از لباس باشد .

21. چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پيراهن ، کت و شلوار )

22. لباس رسمی يا يونيفورم باشد . ( يونيفورم مدرسه هم نمره می گيرد )

23. انگشتان کشيده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است )

24. تعداد انگشتان درست باشد .

25. شکل و قواره انگشتان درست باشد .

26. شست متمايز باشد .

27. دست متمايز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشيده شده باشد.)

28. بازوها کشيده شده باشد .

29. زانو کشيده شده باشد .

30. تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .

31. تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد .

32. پاهای متناسب ، کشيده شده باشد .

33. کف پا متناسب باشد .

34. پاها متمايل به بالا نباشند .

35. دستها و پاها دو بعدی کشيده شده باشند .

36. پاشنه کفش يا پاشنه پا کشيده شده باشد .

37. هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد . ( دست نلرزيده باشد)

38. هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد . ( نقاشی دقيق باشد)

39. هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشيده شده باشد)

40. هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .

41. هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .

42. هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .

43. گوشها کشيده شده باشد .

44. تناسب گوشها حفظ شده باشد .

45. مردمک چشم کشيده شده باشد .

46. تناسب چشم حفظ شده باشد .

47. در تصاوير نيمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.

48. چانه و پيشانی هر دو کشيده شده باشد .

49. برآمدگی شانه در تصوير نيمرخ معلوم باشد .

50. نيمرخ ناقص باشد . ( يعنی تنه و نيمرخ ناقص)

51. نيمرخ باشد .

روش محاسبه:

1.    نمرات داده شده را باهم جمع کنيد . ( مجموع از 51 بيشتر تجاوز نمی کند)

2.    با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره 1) نمره خام ، تبديل به سن عقلی می شود . از رابطه زير بهره هوشی کودک به دست می آيد.

3.    اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال 40 باشد در جدول تبديل نمرات ، ( جدول شماره 1 ) نمره خام را پيدا کرده و سن عقلی کودک را که 13 می باشد، استخراج می کنيم. ( اين نمره سن عقلی کودک است) سپس 13 ( که سن عقلی کودک است) را در عدد 12 ( ماه) ضرب می کنيم. ( هر سال 12 ماه دارد)

سپس سن تقويمی آزمونی را محاسبه می کنيم . اگر آزمودنی به عنوان مثال 10 سال و 3 ماه داشته باشد 10 را ضربدر 12( هر سال 12 ماه دارد) بعلاوه 3 ( ماه) می کنيم نمره بدست آمده سن تقويمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را در هم تقسيم کرده وضربدر 100 کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آيد . بدين صورت :

    IQ  = 13 * 12  * 100 = 126

  3+12*10        

4.  سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره 2) پيدا کنيد ،  بهره هوشی کودک مشخص می گردد.

 

" جدول تبديل نمرات خام به سن عقلی "

جدول شماره 1

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

1

3-3

11

9-5

21

3-8

31

9-10

2

6-3

12

0-6

22

6-8

32

0-11

3

9-2

13

3-6

23

9-8

33

3-11

4

0-4

14

6-6

24

0-9

34

6-11

5

3-4

15

9-6

25

3-9

35

9-11

6

6-4

16

0-7

26

6-9

36

0-12

7

9-4

17

3-7

27

9-9

37

3-12

8

0-5

18

6-7

28

0-10

38

6-12

9

3-5

19

9-7

29

3-10

39

9-12

10

6-5

20

0-8

30

6-10

40

  -13

 

 

 

 

 

 

51

بالاتر از 13 سال

 

" جدول شماره 2 "

طبقه بندی از لحاظ هوش

معادل هوش

نابغه

189-170

تيز هوش

169-150

پر هوش

149-130

باهوش

129-110

متوسط

109-90

مرزي

89-80

مرزی ضعيف

79-70

کودن

69-50

کاليو

49-25

کانا

25-0

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 13:19  توسط مر یم  | 

انسان شناسي از ديدگاه مکاتب سياسي

انسان شناسي از ديدگاه مکاتب سياسي


نويسنده: جواد نوري زاده

فاشيسم
    فلاسفه مکتب فاشيسم جوهر آدمي را “قدرت” مي دانند که به عنوان سرلوحه نيازهاي غريزي انسان محور توجهات آنهاست. اصل در انسان و جهان و هدف زندگي رسيدن به قدرت است و مهم ترين عامل در مولفه معرفت شناختي اين مکتب همين عنصرقدرت است.
    ويژگي سرشت انسان اولويت دادن به” اراده و عمل “ است . انسان ها در درجه اول مخلوقات اراده و عمل خويش اند. انديشه مجرد ما را از عمل منحرف و کردار ما را تباه مي کند ما با اعمال اراده و کردار خود در جهان سرشت خود را متجلي مي کنيم.
    سرشت انسان ها در تمام مکان ها و زمان ها يکي است و انسان در رفتار سياسي تابع اميال، هوسها قدرت طلبي ها و مال دوستي هاست. نبرد و نزاع انسان ها به خاطر اشباع غريزه قدرت و سودجويي اجتناب ناپذير است.
    “به دليل خودستيزي و خردگريزي که اين مکتب به عنوان اصول آموزش هاي خود در مورد توده مردم و ملت قائل است قبل از اينکه نهضت روشنفکرانه باشد بيشتر ارتجاعي و جزمي است در نتيجه رژيم هاي فاشيستي تابوهاي تقديس شده، خردمند و خطاناپذير و خواسته هاي منع شده را به عنوان کمال مطلوب فرد و جامعه در اذهان عمومي نشر داده و سمبل سازي مي نمايند” (1)
    براساس تعليمات هگل افراد انساني و هر فرد جزيي از ملت خاص به معناي ارگانيک است.
    و اشتراکات ناخودآگاهانه که در پي عضويت در اين جامعه بر انسان متصور است اين تقديس و به دنبال آن رقابت و قدرت طلبي را توجيه مي کند.
    خردستيزي که شرحش گذشت، در کنار مفاهيم مهم ديگري چون رمانتيسيسم، دارونيسيم اجتماعي، رهبريت انسان کامل (ابرمرد) ، نژادپرستي و نخبه گرايي به عنوان اساسي ترين مفاهيم درباب مطالعه و درک سرشت انسان در مکتب فاشيسم مورد توجه است.
    فاشيست ها نظريه “تنازع بقا” ي داروين را در علم سياست و جامعه شناسي تسري داده و بهتر قابل درک مي دانند. به عبارت ديگر” فاشيست ها عقيده دارند که جوهره اصلي و اساسي قدرت منبعث از جوهري است که در تکامل انواع وجود داشته است و اين جوهره در اين حرکت مدام در عالي ترين نوع خود يعني انسان باقي مي ماند ولي انسان ها از شرايط مساوي برخوردار نمي باشند پس در روند تکامل انسان هايي که از شرايط مساعدتري برخوردارند به کسب قدرت بيشتري نائل آمده و روند تکامل اين جوهره را به اوج خود مي رسانند”. (2)
    نتيجه چنين اعتقادي لزوم اصلاح نژاد بشر است و توليد نژاد برتر؛ چرا که نژاد پست از نژاد عالي بهره برده و به حيات خود ادامه مي دهد. اطاعت و پيروي نژاد فروتر از نژاد برتر به نفع نژاد فروتر و حق تسلط نژاد برتر از طريق قانون طبيعي شناخته شده است. فاشيسم علاوه بر قانون طبيعي استناد به جوامع دموکراتيک و ليبرال در تباهي طبيعت انسان دارد.
    انسان ها غالبا در جمع و توده به عنوان انبوه گله وار که در پي ارضاي غرايز خود هستند نگريسته مي شوند افراد برتر اندک مي توانند به رستگاري غرايز آنها بپردازند. صور خام داروينيسم اجتماعي در ترکيب با مرام ملت برتر به اين نتيجه مي رسد که نمونه هاي نامناسب تر يا منحط انسان را مي توان به همان ترتيبي که حيوانات اهلي را انتخاب مي کنيم و پرورش مي دهيم از بين برد يا پرورش داد بنابراين انسان ها با تحقيري خيرخواهانه به صورت گله وار و توده اي درنظر گرفته مي شوند.
    آدولف هيتلر سرشناس ترين فاشيست تاريخ در عمل، معتقد بود:
    “نژاد قوي بايد نژاد ضعيف را در خود حل کند. انتزاج دو نژاد برخلاف اراده خداوند است. اگر همه نژادها يکسان بودند يعني همگي ضعيف بودند، از بين مي رفتند. يک روباه هميشه روباه است و يک خروس، خروس. ظاهرا انسان ها اگر يکي است باطن و قدرت خلاقيت آنها متفاوت است به همين جهت نبرد و مبارزه بين آنها هميشه وجود داشته و خواهد داشت و همين دليل ترقي و پيشرفت انسان هاست”. (3)
    لازمه ارگانيک بودن مفهوم جامعه و بقاي ابدي آن تجويز قدرت مطلقه و استبدادي بر رهبري و لزوم اطاعت تام شهروند از اوست بدون اينکه حق انتقادي داشته باشد. (توتاليتاريسم) دين، عدالت، محبت و مهرباني و . . . ابزار زيردستان و دستاويز جبران ضعف، ترس و نقض آنهاست که تحقق اين مفاهيم باعث اخلال در جامعه و تربيت و اصلاح نژاد برتر مي شود.
    از سرشناس ترين انديشمندان اين مکتب مي توان به ماکياول، نيچه و هگل اشاره کرد.
    ليبراليسم
    سرزنده ترين، مهمترين و پيچيده ترين مکتب معاصر خاصه در جهان غرب است که به طرز عميقي در زندگي فرهنگي و سياسي غربي نفوذ کرده است. مضامين ليبرالي بخش اعظم نظريه سياسي معاصر را تشکيل مي دهد. نهال جوان ليبراليسم قرن هجده با پيام روشنگري به وسيله استفاده تام از عقل و تجربه بشري الهيات، اقتصاد، سياست، قانون و فلسفه را سخت تحت تاثير خود قرار داد و ثمره اين بالندگي حکومت اين ايدئولوژي بر ساير مکاتب در ظرف زماني امروز (شروع هزاره سوم) مي باشد.
    هسته اصلي مابعد الطبيعي و آنتولوژي انديشه ليبرالي و شالوده وجود اخلاقي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي، انسان محوري )Humanism( است که انسان کنوني زاييده آن است. عقل گرايي، تجربه گرايي، روشنگري و آزادي از مولفه هاي ديگر ليبراليسم به شمار مي رود. قاعده کلي ليبراليسم خوش بيني به ذات انسان است. انسان موجودي است ذي شعور که نيازي به قيم ندارد و چنانچه راه براي پيشرفت او باز باشد، ترقي و پيشرفت او حدي ندارد و در اين راه فقط مديون خود است . محوريت انسان شامل تمام حوزه هاي تقنين، اجرا و قضا مي شود.
    جوهر ليبراليسم تفکيک حوزه هاي دولت وجامعه و تحديد قدرت دولت در مقابل حقوق فرد )individualism( در جامعه است. فرد مقدم بر جامعه بوده و مشروط کردن قدرت دولت با تاکيد بيشتر بر مالکيت خصوصي در عرصه اقتصاد، دموکراسي در عرصه سياست واجتماع و معرفت شناسي مبتني بر عقلانيت ابزاري )Rationalism(، تجربي گرايي حسي )EmPiricism( و علم بر معناي خاص )sciense( در اين مکتب مدنظر مطلوب است.
    “درحقيقت، ليبراليسم نه تنها راه ايدئولوژي سياسي بلکه نوعي راه زندگي است. به اين معنا ليبراليسم از آغاز همزاد و همراه با سکولاريسم (جداانگاري دين از سياست)، مدرنسيم يا سنت ستيزي، فلسفه اختيار، بازار آزاد، رقابت کامل، فردگرايي، مشارکت سياسي، نظام نمايندگي، عقل گرايي، ترقي خواهي وعلم گرايي بوده است.”(4)
    انسان ليبرال عملگر است و اصالت عمل جاي ارزشها را مي گيرد . ارزش و حقيقت يک اظهار و بيان وانديشه بشري فقط به وسيله سودي که مي رساند و منفعتي که به دست مي دهد تعيين مي شود. (پراگماتيسم) فکر و انديشه بايد با مقاصد سودآور و نافع براي انديشمند همراه باشد و نتايجي که مورد نظر است بدست دهد تا بدين وسيله حقيقت را از راه عمل بتوان شناخت.
    انديشه ها تا جايي حقيقت دارند که پيوندي با واقعيات و تجربيات زندگي ما داشته باشند. حقيقت چيزي ثابت نيست که در انديشه اي انتزاعي وجود داشته باشد بلکه انديشه بشر در تماس با واقعيات به صورت حقيقت جلوه گر مي شود.
    ويليام جيمز از انديشمندان مهم اين مکتب در مورد ارتباط انسان با مذهب و اجتماع معتقد است: “اهميت مذهب در فايده اجتماعي آن است نه در ماهيت و منشا آن. از اين رو فرد مي تواند براي حل مسايل خود به هر عقيده اي روي آورد و تنها ملاک حقيقي بودن هر عقيده اي همان فايده آنست. به علاوه شناخت ما از امور هيچ گاه قطعي و نهايي نيست بلکه همواره پويا و در حال تکامل است و حقايق همواره در تغييرند.”(5)
    اعتقاد به محوريت انسان و مطلق بودن نسبيت رابطه بين شناخت بشري وجهان پيرامونش با تمامي تعلقات و امور مربوط به اين پيرامون پذيرش اطلاق “نيک” برنهاد هر گونه بشري را به دنبال دارد و نيز افکار طبع شرورانه براي بشر را نتيجه مي دهد چرا که هرگونه قصور و کوتاهي از انسان با نيروي تعقل وي توجيه مي شود.
    “منظور از جنبه انسان شناسي نه ليبراليسم پذيرش ويژگي هاي کلي و عمومي مانند نيک نهادي و نيک نيازي انسان است. پذيرش اصل نيک نهادي در پاسخ به دعوي مخالفاني است که معتقدند از کجا معلوم است فرد مجهز به نيروي تعقل به شرارت نپردازد؟ (6)“
    “هيچ اخلاق يا دکتريني وجود ندارد که بتواند فرد را مجبور کند. انسان منبع همه ارزشهاست اين مستلزم تماميت فرديت و خودمختاري است. مطلقا هيچ امکاني در اينجا براي تدوين نظريه اي از منافع و مصالح عمومي وجود ندارد. ثمره نهايي چنين دکتريني را مي توان در آثارش يا هرج و مرج طلبي فرد گرايانه پيدا کرد.”(7)
    انسان ليبرال ماده گرا و رفاه زده است. معنويت را فراموش کرده و اصالت را به ماديت مي دهد. نتيجه بريدگي از معنويت و اخلاق و دين خلاء ايدئولوژيکي براي انسان ليبرال است واين آزادي است که في نفسه هدف مي باشد. شاخص پيشرفت جامعه انسان هاي ليبراليسم “تکنولوژي” است . انسان ليبرال مرگ را فراموش کرده و معاد را در همين دنيا مي جويد. نظام سياسي چنين مکتبي تجويز حکومت ليبرال دموکراسي (حکومت مردم بر مردم- بدون قيد) است منتقدين ليبراليسم اين حکومت را استبداد اکثريت، حکومت جهالت، مطلوبيت ثروت (به عنوان اهرم جلب نظر مردم)، سواستفاده از اصل برابري انسان ها، ابتذال فرهنگي واخلاقي و عدم تکامل انسان و جامعه مي دانند. حسين بشيريه به تناقض جالب توجه و مهمي که ليبراليسم با آن مواجه است اينچنين اشاره مي کند:
    “متفکران ليبرال نيز در جستجوي قطعيت و يقيني اقتدارآميزند. بدين جهت بنياد کارشان ايدئولوژيک است و همين خود با سرشت اصلي ليبراليسم به معناي اصالت آزادي تعارض دارد... ليبراليسم بيش از هر ايدئولوژي ديگر مدعي علم گرايي، تجربه گرايي، عقل گرايي و رجوع به طبيعت بوده است، از اين رو در بين ايدئولوژي ها ظاهرا بيش از همه با ايدئولوژي فاصله داشته است.
    ليبراليسم گرچه در حوزه عمل هوادار کثرت گرايي است ولي در حوزه نظريه سياسي اين نکته را نمي پذيرد که حکومت هاي ديگري ممکن است به شيوه اي موجب خرسندي رفاه و سعادت آدميان شوند”(8)
    از مهمترين انديشمندان مکتب ليبراليسم مي توان به جان لاک، استوارت ميل هابس، پوپر، روسو و فريدريش هايک اشاره کرد.
    اسلام
    نگاه مکتب سياسي اسلام به انسان از دريچه “فطرت” صورت مي گيرد که هم داراي بعد مثبت است و هم بعد منفي. يعني فطرت انساني سير صعودي مي تواند داشته باشد و هم سير نزولي. نهايت درجه بعد مثبت فطرت انسان گرايش وايصال به “الله” است به عنوان خالق و اداره کننده جهان وانسان؛ و نهايت درجه بعد منفي فطرت انساني گرايش به مراتب پست (اسفل السافلين()9) است.
    براساس تعاليم اسلام انسان موجودي است داراي کرامت ذاتي اخذ شده از آفريدگار خويش. و اين کرامت از تکوين او تا سير به سوي کمال فردي و اجتماعي همراه و همزاد اوست. (10)
    مسئله تکامل انسان در منظر دين بر ايدئولوژيک بودن اسلام دلالت مي کند چرا که دين آگاه کردن انسان به فطريات و پرورش آنها و برقراري تعادل ميان جنبه هاي مادي و جنبه هاي معنوي انسان را بر عهده دارد. دين اسلام انسان را تک بعدي (مادي يا معنوي) نمي انگارد بلکه نظري بينابين دارد بدين معنا که استفاده از ابزار مادي را که شامل سياست نيز مي شود در خدمت معنويات که در راس آنها رجوع الي الله واقع است گرفته و سعي در ارتقاي هرچه بيشتر وي دارد.
    “نتيجه منطقي اين نوع بينش در مورد انسان در اعتقاد به معاد متجلي مي شود زيرا اين فرد است که در رابطه با اهداف و مسئوليت هاي اجتماعيش سرانجام در صراط مستقيم سيرالي الله به رشد کافي رسيده و به قرب حق و شکوفايي استعدادهاي نهفته اش نايل مي شود”(11)
    همانطور که از توضيحات فوق برمي آيد دو بعدي بودن شخصيت انسان از جهت ديگري نيز قابل بحث است و آن عبارتست از شخصيت و بعد فردي او ونيز شخصيت و بعد اجتماعي اش. ارتقا و تکامل فردي و اجتماعي انسان مدنظر و مطلوب مکتب اسلام است و اين در تکاليف و حقوق انسان که از طرف شارع به صورت کاملا عقلاني وضع شده به روشني پيداست. عقل بشري يکي از منابع و ادله فقهي و داراي کاربردي وسيع در استنباط احکام اسلامي، خاصه احکام اجتماعي و سياسي است. اينکه خداوند به انسان اجازه داده است از اين حق الهي بهره مند شده و به قانونگذاري، حکومت، سياست ورزي و تعيين تکليف خويش در ابعاد فردي و اجتماعي بپردازد خود دليل روشني بر کرامت و قداست انسان در مکتب سياسي اسلام است.
    برخلاف مکاتب ديگر (به ويژه ليبراليسم) که حق محور بوده و اين محوريت تنها با سنجه انسان وعلايق او درک مي شود، مکتب سياسي اسلام حق و تکليف را دو روي يک سکه مي داند به عبارتي ديگر حق هرکسي بر گردن ديگران وجامعه سياسي اش تکاليف متقابل آنها را در پي دارد و بالعکس؛ يعني انسان مکلف است که بر حقوق ديگران و جامعه سياسي خود صحه گذاشته و به آن عمل کند.(12)
    تفکر توحيدي و ضد اومانيستي مکتب اسلام انسان را موجودي خودآفريده و يا مخلوق فعل و انفعالات کور و کر طبيعت (ماترياليسم مارکسيسم و اگزيستانسياليسم) و به طور کلي يک موجود مستقل نمي بيند. انسان موجودي است مخلوق خداوند و تابع قوانين کلي آفرينش و اراده تکويني خداوند. و در عمل نيز بايد از اراده تشريعي خدا پيروي نمايد. به عبارتي ديگر اسلام خدا محور بوده و انسان را در طول وجود خداوند تعريف مي کند.
    “در عين حال در انديشه اسلامي بشر در عمل آزاد است و اجبار در عمل چه از ناحيه خداوند وچه از ناحيه ديگر انسانها نفي شده است. و همين نظام فلسفي است که جبر تکويني را با اختيار عملي از يک سو و تکليف الهي و تکامل انسان را از سوي ديگر در صحنه زندگي فردي و اجتماعي انسان گردآورده است.”(13)
    به موازات ابعاد فردي واجتماعي انسان، آزادي فردي وآزادي اجتماعي انسان مورد تصريح و تاکيد مکتب اسلام است. يعني در بعد فردي انسان هرچند فطرت الهي در او به وديعه گذاشته شده ولي مي تواند و آزاد است که ايمان آورد و يا کفر ورزد(14) و به لحاظ اجتماعي خداوند سرنوشت هيچ قوم و جامعه سياسي را تغيير نمي دهد مگر آنکه خودشان اختيار کنند.(15)
    اسلام انسان را برترين پديده زمين و جانشين خدا و حاکم در زمين معرفي مي کند(16) و او را شايسته تکاملي در حد سير تا بي نهايت مي داند (17) و سرشت ذاتي او را معتدل ترين و کاملترين شمرده(18 )و داراي فطرتي پاک و حق جو دانسته(19) و آزادي را از حقوق اساسي بشر مي انگارد . قرآن در آيات متعدد از تجهيز انسان به عقل، علم، بيان، قدرت تلاش وقدرت تسخير کائنات و واگذاري اختيار مصاديق طبيعت به او بسيار سخن گفته است.(20) بدون شک به کارگيري اين موهبتها سياست خاصي را مي طلبد و هيچ کدام از آنها بي سياست ره به جايي نمي برد. قرآن انسان را موجودي سياسي مي داند چرا که از طرفي قدرت برتر او در مورد موارد فوق و تشکيل پايه اصلي سياست بشري را ناديده نگرفته و از طرفي ديگر او را مسئول در برابر حق و باطل، ظلم و عدالت، معروف و منکر، هدايت و ضلالت و ... معرفي مي کند.
    “اصولا يکي از ابعاد خليفه الهي انسان، به کارگيري صنعت خدايي تدبير آفرينش است. انسان در اين جايگاه مامور است که با حکمت و عدالت- به عنوان دو عنصر اصلي سياست آفرينش و نظم جهان- نخست در قلمرو زندگي جمعي خود در زمين و سپس اگر توانست در قلمروهاي هستي جهان به سياست بپردازد.”(21)
    اسلام عوامل رشد و تکامل انسان را مولفه هايي چون علم و تفکر، ايمان وعمل صالح و ... نيز عوامل انحطاط و ضلالت وي را مولفه هايي چون هواي نفس، حب دنيا، تکبر و سيره از ظن و گمان به جاي اطاعت از فرامين الهي و ... مي انگارد.(22) مدينه و حکومت فاضله اسلامي نظامي است با شهرونداني که داراي ويژگي هايي چون ايمان به خدا و روز رستاخيز وانبيا، تسلط بر نفس، گزينش و عمل صالح، گفتار پندار و کردار نيک، راستي و صداقت، مردم گرايي عدل و قسط، وفاي به عهد، صبر و شکيبايي و استقامت و بري از رذايل اخلاقي هستند. طرز تلقي انسان مسلمان از آزادي اي که غرب تجويز مي کند بي بندوباري و هوسراني است. در سياست گذاري و مديريت جامعه اصالت با ارزش هاي معنوي انسان است و تلاش و نيل به توسعه سياسي واقتصادي و پيشرفت علم و تکنولوژي بايد در راستاي مصالح انساني و ارزشهاي الهي بشر صورت بگيرد.
    در مکتب اسلام کارگزار حکومتي که در راس نظام سياسي حاکم بر انسان قرار دارد موقعيتي ظريف، خطير و بسيار حساس داشته و وظايف هدايت انسانها به سوي باريتعالي، شناسايي خداوند به عنوان يگانه آفريننده و يگانه پرورش دهنده و اداره کننده کائنات و موجودات و اجتناب از طواغيت و ظلم و ستم و ضلالت واقامه عدل الهي را برعهده دارد.(23( )اليستيم و نخبه گرايي) بي شک دين اسلام براي چنين مسئوليت سنگيني هر فردي را لازم الاطاعه نمي داند بلکه به خاطر حساسيت امر حيات بشري و اداره سياسي آن تجهيز به مولفه هايي چون وحي، امامت و فرامين الهي در اعطاي مشروعيت به رهبر جامعه اسلامي در مقام نبوت را لازم و حتمي مي شمارد.(24)
    کارگزار حکومتي با اخلاق اسلامي و با روح توکل و اعتماد واتصال به امدادهاي الهي به عنوان ناخداي کشتي جامعه اسلامي عمل مي کند.
    هدف از کارويژه هاي مقرر شده براي هر نظام بايد توسعه و بسط عدالت در جريان زندگي جامعه متشکل از انسان هايي باشد که مشتاقانه اسلام و تعاليم آن را پذيرفته اند.
    مديريت امور سياسي در چنين نظامي در تدابير امور جسماني و روحاني به دليل دو بعدي بودن نهاد انسان (روح وجسم) هماهنگ ودر مسير تحقق کامل کارويژه هاي مشخص شده عمل مي کند.
    پي نوشت ها:
    1- يحيي صلاحي، ملک- انديشه هاي سياسي غرب در قرن بيستم- نشر قومس صص 103-102
    2- همان- صص 107-106
    3- هيتلر، آدولف- نبرد من- ترجمه ع ش- انتشارات شهريار- ص 181
    4- بشيريه، حسين- ليبراليسم و محافظه کاري (انديشه هاي سياسي غرب در قرن 20-ج2) نشر ني- ص14
    5- همان- ص 35
    6- قادري، حاتم- انديشه هاي سياسي در قرن بيستم- نشر سمت- ص 25
    7- وينسنت، اندرو- همان- ص 55
    8- بشيريه، حسين- همان- صص 159-158
    *به دليل رعايت اختصار از آوردن متن آيات و روايات اجتناب کرده و به ارجاعات اکتفا شده است.
    9- سوره تين، آيه 6
    10- اسري 70
    11- عميد زنجاني، عباسعلي- مباني انديشه سياسي در اسلام- نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي- ص 348
    12- براي مطالعه بيشتر در مورد مفهوم “حق و تکليف” و ارتباط آن با انسان و اجتماع به خطبه هاي نهج البلاغه، اميرالمومنين(ع) در اين مورد رجوع شود. از جمله 34-168-216 و...
    13- عميد زنجاني، عباسعلي- همان- ص 332
    14- کهف 29 انسان 3
    15- رعد 11
    16- بقره 30
    17- انشقاق 6
    18- شمس 9-8
    19- انعام 79
    20- علق 5 ، الرحمن 4، انشقاق6، حج 65، لقمان 20، جاثيه 13، ابراهيم 22 ، عنکبوت 61، نحل 12، انبياء 79، صاد .36
    21- عميد زنجاني، عباسعلي- همان- ص 69
    22- نصري- همان- صص 490-469
    23- نحل 36، حديد 25
    24- آل عمران، 26 نور 55، نساء 59

منبع :http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1107278

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 13:8  توسط مر یم  | 

تعامل گرایی نمادین

نظریه تعامل نمادین

راجر توماس*

چکیده:

در این نظریه به سه مضمون محوری توجه می شود:

1. اهمیت معنا در رفتار انسان ها

2. اهمیت تصوری که شخص از هویت و ارزش و استعداد خود دارد.( Self – Concept)

3. رابطه بین فرد و جامعه

مردم راغب هستند براساس معناهایی که به آدم ها، اشیاء و اتفاقات تخصیص می دهند، رفتار کنند. علاوه براین، معنا در زبانی خلق می شود که مردم هم با سایرین و هم در تفکرات شخصی به کار می برند. زیرا معانی همراه ذاتی هیچ چیز نیستند. زبان به مردم اجازه می دهد تا درکی از خویشتن به دست آورده و در اجتماع با سایرین تعامل کنند.

 

   پیشینه نظریه تعامل نمادین

پیشگامان فکری تعامل نمادین(SI)، عملگرایان اوایل قرن بیستم از قبیل«جاون داوی» و «ویلیام جیمز» بودند. عملگراها باور داشتند که واقعیت پویا است که در آن زمان ایده رایجی نبود. به بیان دیگر آنها پیش فرض های هستی شناسانه ی متفاوتی داشتند. آنها فکر پیدایش ساختار اجتماعی را پیش بردند و بر اینکه معانی شکل می گیرند، تاکید کردند. آنها عمل گرایانی بودند که علم را به عنوان راهی برای پیشبرد و دانش و پیشرفت جامعه می دیدند.

خاستگاه تعامل نمادین در دو دانشگاه است. دانشگاه«آیوا» و دانشگاه«شیکاگو».  «آیوا»، «منفورد کوئن» و دانشجویان همان اندازه که در تصریح ایده های اصلیSI موثر بودند، به پیشبرد این نظریه هم کمک کردند. به علاوه، گروه«آیوا» برخی از روش های نوین بررسی«خود» را پیش بردند، اما نگرش آنها نامتعارف دیده شد. بنابراین، اکثر اصول و شرح و بسط های SI از مکتب شیکاگو ریشه گرفتند.

«جرج هربرت مید» و دوستش «جان داوی» هر دو در هیأت علمی دانشگاه شیکاگو بودند.(علیرغم اینکه«مید» هیچ وقت دکترایش را کامل نکرده بود). «مید» هم فلسفه و هم علوم اجتماعی خوانده بود و افکاری را که محور مکتب تعامل نمادین شیکاگو را شکل می داد، تدریس کرد. به عنوان استادی محبوب که بسیار مورد احترام بود، «مید» نقشی حساس در بنیانگذاری دیدگاه مکتب شیکاگو داشت؛ دیدگاهی که بر رویکرد نظریه اجتماعی ای که بر اهمیت ارتباطات در زندگی و برخوردهای اجتماعی، تاکید داشت.

این دو مکتب، اساساً در روش شناسی از هم اختلاف پیدا کردند. «مید» و دانشجویش «هربرت بلومر» اعتقاد داشتند که مطالعه انسان ها نمی تواند با همان شیوه های مطالعاتی سایر موضوعات انجام گیرد.  آنها طرفدار استفاده از مطالعات موردی و گزارشات و مصاحبه های هدایت نشده بودند. مکتب«آیوا» رویکرد کمی تری را درمطالعاتشان اتخاذ کرد. «کوهن» براین باور بودکه مفاهیمSI می توانند عملیاتی، کمی و آزموده شوند.بدین منظور، «کوهن» روشی به نام پرسشنامه «تلقی از خویش» بیست گزاره ای را به وجود آورد. پاسخگوی تحقیق که یک تست بیست گزاره ای دریافت کرده، باید بیست جای خالی در پاسخ به سوال «من که هستم؟» را پُر کند. برخی از همکاران «کوهن» در «آیوا» از این نوع برداشت از خود مایوس شده و از او جدا شدند تا مکتب آیوای«جدیدی» را شکل دهند. «کارل کوچ» یکی از رهبران این مکتب جدید بود. «کوچ» و دستیارانش علاوه بر بررسی صرف اطلاعات استخراج شده از تست بیست گزاره ای، شروع به مطالعه رفتار تعاملی از طریق نوارهای ویدئویی مکالمات کردند.

علاوه بر این مکاتب اصلی تعامل نمادین،انواع متنوع دیگری نیز وجود دارد. بسیاری از نظریه هایی که کمتر به جنبه های مختلف تعامل انسانی تاکید دارند، مدیون مفاهیم اساسی SI هستند. برای مثال «ساخت اجتماعی»، «نظریه نقش» و«نظریه خویشتن»  شاخه های SI را تشکیل می دهند. با وجود این تنوع در ایده ها، مفاهیم اساسی«مید» در بیشتر معانی SI کمابیش ثابت باقی مانده اند. با این حساب، ماپیش فرض های اساسی و مفاهیم کلیدی را که« مید» به اختصار و «بلومر» به تفضیل به آن پرداخته را بررسی خواهیم کرد.

موضوعات و پیش فرض های نظریه تعامل نمادین

تعامل نمادین بر پایه ایده هایی در مورد «خود» و رابطه آن با جامعه استوار است. از آنجاییکه، این مسئله می تواند بسیارکلی تعبیر شود، ما می خواهیم زمانی را برای جز به جز کردن موضوعات این نظریه صرف کنیم و دراین جریان، پیش فرض های تشکیل دهنده نظریه را آشکار کنیم.

«رالف لاروسا» و «دونالد.سی. ریتزس» نظریه تعامل نمادین را در ارتباط با مطالعه خانواده ها مورد بررسی قرار داده اند. آنها متذکر می شوند که هفت پیش فرض اساسی، SI را تشکیل داده واین پیش فرض ها سه موضوع اصلی را منعکس می کند.

o        اهمیت معانی در رفتار انسانی

o        اهمیت خودانگاره (Self-concept)

o        رابطه بین فرد و جامعه

 

اهمیت معانی برای رفتار انسانی: نظریه تعامل نمادین معتقد است که افراد معنا را در خلال جریان ارتباطات می سازند، به خاطر همین، معنا برای هیچ چیزی ذاتی و درونی نیست. این مسئله، ساختار تفسیری در میان مردم برای ایجاد معنا را مطرح می کند. در حقیقت هدف تعامل، بر طبق SI، خلق معنای مشترک است. این واقعیتی است زیرا بدون معنای مشترک ارتباطات بسیار مشکل است-اگر که غیر ممکن نباشد. حالتی را تصور کنید که می خواهید با یک دوست صحبت کنید، اگر شما مجبور به توضیح معنای خاص هر کلمه ای که استفاده می کردید، بودید ودوست شما هم مجبور به انجام همین کار بود. البته، در بعضی مواقع درست زمانی که فکر می کنیم ما و طرف صحبتمان بر روی«یک» معنی توافق داریم، معلوم می شود دراشتباه هستیم. («من گفتم تا جایی که می توانی سریع آماده شو».  «یک ساعت سریع ترین زمانی بود که من می توانستم آماده شوم». «امامنظور من این بود که تو در 15 دقیقه آماده شوی». «تو اینو نگفتی!»)، اما اغلب ما می توانیم بر روی اینکه افراد معانی مشترک رادر گفتگو دارند، حساب کنیم. بنا به گفته، «لاروسا» و «ریتزس» این موضوع سه پیش فرض اصلی SI که از تالیفات «هربرت بلومر» گرفته شده اند را تایید می کند. این پیش فرض ها به ترتیب زیر می باشند:

o        انسانها در ارتباط با سایرین براساس معانی که آن سایرین برایشان دارند، رفتار می کنند.

o        معنا در تعامل بین مردم خلق می شود.

o        معنا از طریق فرایندی تفسیری اصلاح می شود.

 

انسانها در ارتباط با سایرین براساس معانی که آن سایرین برایشان دارند، رفتار می کنند: این پیش فرض رفتار را به عنوان حلقه ای از تفکر و رفتار آگاهانه بین محرک ها وپاسخ هایی که افراد به آن محرک ها می دهند، توضیح می دهد. نظریه پردازان SI مثل«هربرت بلومر» به معنای نهفته در پس رفتار، اهمیت می دادند. آنهامعنا را از طریق بررسی روان شناسانه و توضیحات جامعه شناسانه رفتار جستجو می کردند.

معناهایی که ما به نمادها نسبت می دهیم، محصولی از تعامل اجتماعی اند وتوافق ما نسبت به کاربرد معنای معین برای نمادهای خاص رانشان می دهد. برای مثال، در ایالات متحده، ما معمولاً حلقه های ازدواج را با عشق وتعهد ربط می دهیم، آن حلقه نمادی از تعهد قانونی و عاطفی است و بنابراین بیشتر افراد این این نماد را با یک دلالت ضمنی مثبت همراه می کنند. با این وجود، برخی از افراد ازدواج را به عنوان یک رسم ظالمانه می بینند. آنها نسبت به حلقه های ازدواج و هرگونه نمادهای دیگری که به  عنوان قبول یک شرایط خفت بار است، واکنش منفی خواهند داشت. نکته ای که نظریه پردازان SI تشریح می کنند، این است که حلقه خود به تنهایی هیچ معنای خاصی ندارد. آن حلقه معنای خود را از طریق تعامل مردم و اهمیت دادن به آن، پیدا می کند.

معنا در تعامل بین مردم خلق می شود: «مید» بر مبنای بین ذهنی معنا تاکید دارد. به عقیده«مید» معنا تنها زمانی می تواند وجود داشته باشد که مردم تفاسیر مشترکی از نمادهایی که در تعامل ردوبدل می شود داشته باشند. بلومر(1996) توضیح می دهد که سه نوع نظر در مورد منشا معنا وجود دارد. یک نگرش معنا را به عنوان وجودی ذاتی در چیزها، در نظر می گیرد. «بلومر» بیان می کند«بدین ترتیب، یک صندلی آشکارابه خودی خود یک صندلی است. معنا از «چیزها» در صحبت کردن تجلی می یابد وبنابراین هیچ فرایندی در شکل گیری آن دخالت ندارد. تنها چیزی که لازم است، تشخیص معنایی است که در آن چیز وجود دارد(صص4-3).

رویکرد دوم به منشا معنا، آن را این گونه می بیند: معنا توسط کسی که برای او آن چیز معنا دارد، ایجاد می شود(بلومر، 1996، ص4). این نظر، تصور رایجی که«معانی در درون مردم هست نه در چیزها» را تایید می کند. در این دیدگاه، معنا به وسیله جداکردن عناصر روان شناسانه درون فردی که معنایی را تولید می کند، توضیح داده می شود.

SI، رویکرد سومی را برای معنا اتخاذ می کند، دیدن آن به عنوان رخدادی میان افراد. معانی«تولیدات اجتماعی» یا«پدیده هایی اند که در و از طریق تعریف رفتارهای مردم آن هنگام که تعامل می کنند، شکل  می یابند.(بلومر، 1969، ص 5).

معنا از طریق فرایندی تفسیری اصلاح می شود: بلومر خاطرنشان می کند که این فرایند تفسیری دو مرحله دارد. اول: کنشگران چیزهایی را که معنا دارند، نشان می دهند. «بلومر» استدلال می کند که این قسمت فرایند متفاوت از رویکرد روانشناسانه و شکل گرفته توسط  افراد درحال ارتباط با خودشان است. گام دوم شامل کنشگران در حال انتخاب، بررسی، تبدیل و انتقال معانی در موقعیتی که آنها خود را درآن می یابند، است.

 

اهمیت خود انگاره(Self concept)

دومین موضوع کلی SI بر اهمیت خودانگاره یا رابطه نسبتاً ثابت مجموعه ادراک هایی که افراداز خود نشان می دهند، تاکید دارد. زمانی که هرکنشگر اجتماعی سوال «من چه کسی هستم؟» را  آن پاسخ می گوید، پاسخ به خود انگاره مربوط می شود. این تفکر در مکتب تعامل گرایی نمادین حیاتی است. علاوه بر اینSI علاقمند به روش هایی که افراد خود انگاره هایشان را پرورش می دهند، است. SI افراد را با خود فعالشان ترسیم می کند که ریشه در تعاملات اجتماعی با دیگران دارد. (نگاه کن به تصویر1.5). طبق نظر«لاروسا»  و «ریتزس» (1993) این موضوع دو پیش فرض اضافی پیشنهاد می دهد

WWW.JPG

شکل5-1 چگونه خودانگاره پرورش می یابد

o        افراد خودانگاره هایشان رااز طریق تعامل با دیگران می پرورانند.

o        خود انگاره ها انگیزش مهمی را برای رفتار فراهم می کنند.

 

افراد خودانگاره هایشان را از طریق تعامل با دیگران می پرورانند: این پیش فرض بیان می کند که ما تنها از طریق رابطه با دیگران برداشت از خود را می پروانیم. افراد باخودانگاره ها متولد نشده اند،بلکه آنها را از طریق تعامل فرا می گیرند . بر طبق SI، نوزادان هیچ ادراکی از «خود» فردیت یافته ندارند. در طول سال اول زندگی کودکان شروع به متمایز ساختن خود از محیط شان می کنند. این نخستین پرورش خود انگاره است. نظریه تعامل نمادین اذعان دارد که این فرایند از طریق فراگیری زبان و توانایی پاسخگویی آن کودک به دیگران و جذب بازخوردهای دریافتی او، ادامه می یابد. اولین محققان درباره خانواده از قبیل«ادگار برگیس» (1926) زمانی که بر اهمیت خانواده به عنوان یک نهاد جامعه پذیر کردن بحث می کنند، این پیش فرض ها را منعکس می کنند. به علاوه «برگیس» خاطر نشان می کند که ممکن است فرزندان و والدین بر سر خودانگاره یا تصویر ذهنی فرزندان، با هم در تضاد باشند.

خودانگاره ها انگیزش مهمی برای رفتار فراهم می کنند: این تصور که باورها، ارزشها و احساسات وارزیابی ها درباره خود، بر رفتار اثر می گذارند، یک اصل اساسی SI است. «مید» استدلال می کند، ازآنجاییکه افراد بشر صاحب یک «خود» هستند، آنها مکانیسمی برای خود تعاملی در اختیار دارند. این مکانسیم برای راهنمایی وهدایت رفتار استفاده می شود. این نیز مهم است که خاطرنشان شود که«مید»، «خود» را به عنوان یک فرایند می بیند نه به عنوان یک ساختار. داشتن یک خود(Self) مردم را وادار می کند که اعمال و پاسخ خود را شکل دهند، تا اینکه آنها را به سادگی بیان کنند.بنابراین، برای مثال، اگر شما درباره توانایی هایتان در درس مبانی ارتباطات احساس خوبی بکنید، این احتمال ا ست که شما در این درس به خوبی عمل خواهید کرد. در واقع، این احتمال است که شما درتمام درس هایتان احساس اعتماد به نفس خواهید کرد. این فرایند اغلب«پیشگویی کام بخش» نامیده می شود، یا«انتظارات از خود» ی که سبب می شود، فرد به گونه ای رفتار کند که آن انتظارات محقق شوند.

 

Self-Fulfilling prophecy =(پیشگویی کام بخش )

پیش گویی درباره خودت که موجب می شود به گونه ای رفتارکنی که آن محقق شود.

 

رابطه بین فرد و جامعه: آخرین موضوع راجع به ارتباط میان آزادیهای فردی و الزامات اجتماعی است، «مید» و «بلومر» موضع میانه ای راجع به این مسئله اتخاذ کردند. آنها سعی کردند که در فرایندهای اجتماعی هم نظم و هم تغییر را درنظر گیرند. پیش فرض های مربوط به این موضوع شامل موارد زیراست.

o        افراد و گروه ها تحت تاثیر فرایندهای اجتماعی و فرهنگی هستند.

o         ساختار اجتماعی برآمده از تعامل اجتماعی است.

 

افراد و گروهها تحت تاثیر فرایندهای اجتماعی و فرهنگی هستند: این پیش فرض اذعان دارد که هنجارهای اجتماعی، رفتار فردی را محدود می کند. به علاوه، فرهنگ شدیداً بر رفتارها ونگرش هایی که ما به آنها در خود انگاره هایمان بها می دهیم، تاثیر می گذارد. در ایالات متحده، افرادی که خودشان را به عنوان فردی جسور می بیند، احتمالاً به این خصیصه افتخار می کنند و با نظر مساعدی آن را در خود انگاره هاشان انعکاس می دهند. این واقعیتی است زیرا ایالات متحده یک فرهنگ فردگرایانه دارد که به جسارت و ویژگی های فردی اهمیت می دهد اما، در بسیاری از فرهنگ های آسیایی مشارکت و وحدت بسیار بااهمیت به شمار می آید. «جمع» مهم تر از فرد است. بنابراین، یک آسیایی که خودش را به عنوان فردی جسور می بیند، ممکن است از داشتن چنین خودانگاره ای احساس شرم کند.

«مری رافرز»(2002) ذکر می کند یک تکلیف دانشگاهی که طراحی وب سایت شخصی بود، برای یک دانشجوی شرقی درکلاسش بسیار دشوار بود. آن دانشجو توضیح می دهد که در فرهنگ او صحبت کردن تنها درباره خود پذیرفته نیست واز قرار دادن اطلاعات درباره خودش بر روی وب سایت، احساس ناشایستی می کند.

ساختار اجتماعی برآمده از تعامل اجتماعی است: این پیش فرض موضع اخذ شده در پیش فرض قبلی را می پذیرد. SI آن دیدگاه که ساختار اجتماعی غیرقابل تغییر است را زیر سوال می برد و تصدیق می کند که افراد می توانند شرایط اجتماعی را تغییر دهند. برای مثال بسیاری از محل های کار امریکایی« جمعه های بی تکلف» را به وجود آورده اند، زمانی که کارکنان به جای لباس اداری ویژه که از لحاظ اجتماعی مورد انتظار است، لباس های غیر رسمی می پوشند. به این شکل، شرکت کنندگان در این تعامل، ساختار را تعدیل می کنند و کاملاً مقید به آن نیستند. به بیان دیگر، نظریه پردازان SI باوردارند که انسانها تصمیم گیرنده هستند.

 در مرور، آن موضوعاتی که مبنای SI هستند و پیش فرض هایی که آنها حمایت می کنند را فهرست می کنیم:

موضوعات

o        اهمیت معانی در رفتار انسانی

o        اهیمت خودانگاره

o        رابطه بین فرد و جامعه

 

پیش فرض ها

o        انسانها در ارتباط با سایرین براساس معانی که آن سایرین برایشان دارند، رفتار می کنند.

o        معنا در تعامل بین افراد خلق می شود.

o        معنا از طریق فرایندی تفسیری اصلاح می شود.

o        افراد خود انگاره هایشان را از طریق تعامل با دیگران می پرورانند.

o        خود انگاره ها انگیزش مهمی برای رفتار فراهم می کنند.

o        افراد و گروه ها تحت تاثیر فرایندهای اجتماعی و فرهنگی هستند.

o        ساختار اجتماعی برآمده از تعامل اجتماعی است.

 

مفاهیم کلیدی

پیش از این گفتیم که طرح کلی کتاب اندیشه« مید» تحت عنوان(ذهن، خود و جامعه) بود. عنوان این کتاب سه مفهوم کلیدی SI را منعکس می کند. ما در اینجا هر یک از این مفاهیم را با توجه به اینکه چگونه دیگر مفاهیم مهم به این سه مبنا مرتبط می شوند، شرح می دهیم. آشکار خواهد شد که این سه مفهوم تاحدی هم پوشانی دارند، نتیجه ای از شرح یک نظریه با واژگان جهانی که می تواند از جهات متعددی دیده شود.

 

ذهن(Mind)

مید«ذهن» را به عنوان توانایی استفاده ازنمادها که معنای اجتماعی مشترکی دارند، تعریف می کند و مید باور دارد که افراد باید «ذهن» ها را از طریق تعامل با دیگران پرورش دهند.

اطفال تاز مانی که زبان یا نظام مشترک از نمادهای کلامی و غیرکلامی که به منظور بیان افکار و احساسات در قالب هایی نظم یافته را یاد نگیرند نمی توانند با دیگران به طور واقعی ارتباط برقرار کنند. زبان مبتنی بر آن چیزی است که «مید» آن را«نمادهای معنادار» می خواند و آن نمادهایی که اساساً معنای یکسانی را برای بیشتر مردم مجسم می کنند. بگذارید  از آن کودک به عنوان مثالی برای ترسیم مفهوم«نمادهای معنادار» استفاده کنیم، زمانی که والدین با کودکانشان صحبت و نجوا می کنند، آن نوزاد ممکن است پاسخ دهد، اما او واقعاً معناهای کلماتی که والدینش استفاده می کنند را، درک نمی کند. زمانی که او زبان را می آموزد، نمادهای معنی دار، یا مشترک را رد و بدل می کند و می تواند پاسخ های دیگران به نماد هایی که او استفاده می کند را پیش بینی کند. به عقیده«مید» این گونه است که خودآگاهی پرورش می یابد.

 

توانایی استفاده نمادها با معنای اجتماعی مشترک=(ذهن) mind

 

با استفاده از زبان وتعامل با دیگران، ما آنچه را که مید «ذهن» می نامد، پرورش می دهیم و این امر ما را قادر می سازد تا یک موضع درونی برای جامعه ای که در بیرون ازما فعال است را خلق کنیم. بنابراین، «ذهن» می تواند به عنوان شیوه ای که مردم جامعه را درونی می کنند، توصیف شود. با این حال، «ذهن» تنها مبتنی بر جامعه نیست.«مید» بیان می کند که این دو رابطه ای دو سویه دارند. ذهن منعکس کننده و خلق کننده جهان اجتماعی است مردم همزمان با یادگیری زبان، هنجارهای اجتماعی و رسوم فرهنگی که آنها را محدود می سازد رافرا می گیرند اماآنها همچنین راه های شکل دهی و تغییر جهان اجتماعی را از طریق تعامل فرا می گیرند.

یک نظام مشترک از نمادهای کلامی و غیرکلامی=(زبان) language

 

زمانی که کودکان یاد می گیرند که صحبت کنند، ممکن است گفتن«لطفاً» و «متشکرم» را به عنوان شاخص های فرهنگی ادب، فرا بگیرند.همچنین ممکن است آنها شیوه های شخصی و منفردی برای بیان ادب، از قبیل گفتن(Mayberry شکل تغییر یافته «متشکرم») و (yes you= شکل تغییر یافته «لطفاً») که تکه کلام های پذیرفته شده در رابطه ای مشخص است را خلق کنند.

 

significant symbols =(نمادهای معنادار)

معانی که درباره معنای آن توافق عده زیادی از مردم وجود دارد

 

یک مکالمه درونی=(تفکر) thought

 

«مید» ایده تفکر که به مفهوم«ذهن» بسیار نزدیک است را به عنوان یک مکالمه درونی می پندارد. «مید» اعتقاد دارد که بدون انگیزش اجتماعی و تعامل با سایرین، انسانها قادر به حفظ مکالمه درونی و تفکر نمی بودند.

به عقیده «مید» یکی از حساس ترین فعالیت هایی که مردم از طریق تفکر انجام می دهند، «پذیرش نقش» است، یا توانایی جایگزینی نمادین یک نفر درخود فرضی فرد دیگر. این فرایند همچنین «پذیرش دیدگاه و منظر» نامیده می شود، زیرا نیازمند آن است که فرد خود را در یک تجربه معلق کرده و در عوض آن را از موضع فرضی فرد دیگری بنگرد زمانی که ما سعی در تصور این داریم که چگونه دیگری ممکن است موضوعی را ببیند یا زمانی که ما سعی می کنیم به شکلی که فکر می کنیم کس دیگری ممکن است رفتار کند، عمل کنیم، در حال پذیرش نقش هستیم.

 

role taking =(پذیرش نقش)

توانایی قرار گرفتن فردی به جای فرد دیگر

 

«مید» بیان می کند که پذیرش نقش عملی نمادین است که می تواند به ما، در روشن کردن احساس مان از خویشتن کمک کند همچنان که به ما این امکان را می دهد که ظرفیت همدلی خود را با سایرین پرورش دهیم.

 

خود(self)

«مید» خود را به عنوان توانایی بازتاب «خویشتن» از منظر دیگران تعریف می کند. از این تعریف می توان دریافت که «مید» باور ندارد که «خود» از درون نگری یا از تفکر ساده فرد درباره خودش حاصل می شود. از نظر مید، «خود» از شکل خاصی از پذیرش نقش پرورش می یابد، به معنی تصور اینکه ما برای دیگران چگونه به نظر می آییم. «مید» با وام گیری یک مفهوم که توسط«چارلز کولی» جامعه شناس در سال 1912 ابداع شده، به آن به عنوان  «خودآیینه سان» یا توانایی ما در دیدن خودمان در بازتاب نگاه دیگری، اشاره می کند. کولی(1972) باور دارد که سه اصل پرورش، با «خود آیینه سان» پیوند یافته است.(1) ما تصور می کنیم که برای دیگران چگونه به نظر می آییم. (2) ما قضاوت آنها را درباره خودمان تصور می کنیم و (3) ما براساس این برداشت ها از خود، احساس ناراحتی و یا غرور می کنیم. یک تبلیغ تجاری برای لباس های جین زنانه شخصیتی دارد که می گوید«زمانی که او همانطور که در اولین دیدار به من نگاه کرد، می نگرد، احساس می کنم زیبا هستم». این تبلیغ نمونه ای از خود آیینه سان را ارایه می دهد. ما از شیوه هایی که دیگران با ما رفتار کرده، ما را می بینند، و عنوانی که ما را با آن قلمداد می کنند، درباره خودمان یاد می گیریم. یک بار یکی از نویسندگان در مسابقه بزرگ دوچرخه سواری در«آیوا» شرکت کرد. او یک دوچرخه سه دنده را 523 مایل از یک سوی ایالت تا سوی دیگر آن رانده بود. دو چرخه سواری یک هفته طول کشید. و او بعد از گذشت تقریباً سه روز احساس کرد که دیگر نمی تواند حتی یک دقیقه پا بزند. اما درست زمانی که نزدیک بود ناامید شود و دست بکشد، یک مرد درکنار او رکاب زد و به او گفت: «شما حیرت انگیز هستید، ادامه دهید این دوچرخه سواری را بر روی یک دوچرخه سه دنده، شما خیلی قوی هستید، همچنان ادامه دهید». هنگامیکه آن مرد دور شد، او پشت خود را  صاف کرد و به خودش گفت:«خوب» من فکر می کنم که حیرت انگیز هستم، من می توانم این مسابقه را به پایان رسانم». آن برچسبی را که آن مرد به او زد، عملاً احساس خستگی او را تغییر داد و او را وادار ساخت تا اجرای خود و خودش را به گونه ای دیگر و امیدوار کننده تر ببیند.

 

تصور اینکه ما برای سایرین چگونه به نظر می آییم=(خود) self

تصور «مید» از خود آیینه سان دلالت ضمنی از قدرت برچسب ها بر خود انگاره و رفتارها دارد. این قدرت شکل دومی از پیشگویی کام بخش را ارایه می دهد. پیش از این در این بخش ما از پیشگویی های کام بخش به عنوان انتظارات از خودی که بر رفتارها اثر می گذارد، صحبت کرده ایم. به همین دلیل، خود تلقینی منفی می تواند موقعیت هایی را که در آن پیش بینی های شکست محقق شود را خلق کند. این نوع دوم پیشگویی کام بخش که با القاب به وجود می آید «اثر پیگمالیون» نامیده می شود و به انتظارات دیگران که بر اعمال شخص حاکمیت دارد، اشاره می کند.

 

looking -  glass self  =(خود آیینه سان)

توانایی ما در دیدن خود به شکلی که دیگری ما را می بیند.

 

این نام از افسانه پیگمالیون  گرفته شده است که نمایشنامه «بانوی افسانه ای من»بر آن مبتنی است.«الیزا» شخصیت اصلی در این نمایشنامه، بیان می کند که تفاوت بین خانمی از طبقه بالا و یک دختر شایسته فقیر دررفتار آنها نیست بلکه در چگونگی رفتار دیگران با آنهاست. این پدیده در مطالعات کلاسیک توسط«رابرت روزنهال» و «لنور جکوبسون» آزمایش شده است(1986). «روزنهال» و «جکوبسون» در مطالعات خود به معلمین مدارس ابتدایی گفتند که 20 درصد دانش آموزان آنان با استعداد هستند، اما اسامی این دانش آموزان مستعد صرفاً به شیوه ای تصادفی قید شده بود. هشت ماه بعد این دانش آموزان، پیشرفت های عمده بیشتری از لحاظ IQ در مقایسه با بقیه بچه های کلاس از خودنشان دادند. «روزنهال» و«جکوبسون»استنتاج کردند که این در اثر انتظارات معلم ها (رفتارشان براساس این انتظارات) نسبت به بچه های مستعد بود.

 

 

Pypmalion  effec = (اثر پیگمالیون)

زندگی کردن در موافقت یا درمخالفت با توقعات فرد دیگر از ما

آن گونه که «مید» درباره «خود» نظریه می دهد، اظهار می کند که از طریق زبان، افراد این قابلیت را دارند که هم سوژه(ذهن) و هم ابژه(عین) خودشان باشند. به عنوان سوژه ما عمل می کنیم و به عنوان ابژه ما عمل خود را مشاهده می کنیم. «مید» سوژه(ذهن) یا خود عملگر را «من=I» و ابژه(عین) یا خود مشاهده گر را «مرا= Me» می نامد. «I= من» خودانگیخته، غریزی و سازنده و برعکس آن«Me= مرا» بیشتر انعکاسی و از لحاظ اجتماعی هشیار است. ممکن است «I= من» خواهان بیرون رفتن و جشن رفتن برای تمام طول شب باشد، در حالی که »Me= مرا» ممکن است هوشیاری به کار گرفته و به تکلیفی که به جای مهمانی رفتن بایدانجام شود اعتنا کند. «مید» به «خود» به عنوان فرایندی که «I = من» و «Me= مرا» را همگرا می سازد توجه می کند.

خودِ خودانگیخته، غریزی و سازنده = (من) I

 

جامعه(society)

«مید» عنوان می کند که تعامل درون یک ساختار پویای اجتماعی، فرهنگ و جامعه و بدین گونه اتفاق می افتد. افراد درون محیط های اجتماعی از پیش موجود متولد شده اند. «مید» جامعه را به عنوان شبکه ای از روابط اجتماعی که افرادخلق می کنند، تعریف می کند. افراد از طریق رفتاری که آنها به طور فعالانه و داوطلبانه بر می گزینند در جامعه وارد می شوند.

Society              =(جامعه)

شبکه ای از روابط اجتماعی که انسانها به وجود آورده ونسبت به آن واکنش نشان می دهند

بنابراین جامعه مجموع بهم پیوسته ای از رفتارهایی که افرادبه طور مداوم تنظیم می کنند را نمایان می سازد. جامعه، پیش از افراد وجود دارد اما همچنین توسط افراد در ارتباط با دیگران ایجاد شده و شکل می گیرد. بنابراین جامعه شکل گرفته از افراد است و «مید» درباره دو قسمت  خاص از جامعه که بر «ذهن» و  «خود» تاثیرگذار است، صحبت می کند. تصور مید از «دیگران خاص» به افرادی که در جامعه برای ما بااهمیت هستند، بر می گردد. این افراد معمولاً اعضای خانواده، دوستان وهمکاران و مدیران شغلی هستند. ما به «دیگران خاص» به منظور کسب حسی از پذیرش اجتاعی ودرکی از خود، توجه می کنیم. شناسایی«دیگران خاص» و محیط بر حس پذیرش اجتماعی و ادراک از خودمان تاثیر می گذارد. اغلب توقعات برخی از «دیگران خاص»، با برخی دیگر از آنها در تضاد قرار می گیرد.

 

خودِ انعکاسی و از لحاظ اجتماعی آگاه=(مرا) Me

 

«دیگر عام» به دیدگاهی از گروه اجتماعی یا فرهنگ به عنوان یک کل اشاره دارد. این دیدگاه توسط جامعه به ما داده شده است و «نگرش «دیگر عام» نگرش کل جامعه است». (مید1934، ص 154). «دیگر عام» اطلاعاتی درباره نقش ها، قواعد ونگرش هایی که توسط جامعه به اشتراک گذاشته، ارایه می دهد. «دیگر عام» همچنین به ما حسی از چگونگی واکنش دیگران نسبت به ما و درکی از انتظارات اجتماعی عمومی می دهد.

 

   افرادی که برای ما با اهمیت هستند=(دیگران خاص)  Particular others

«دیگر عام» ممکن است به میانجی گری در مورد اختلاف های ایجاد شده توسط گروه های متضاد«دیگران خاص» کمک می کند.

 

تلقی کل جامعه=(دیگر عام)  generalized other

نقد و جمع بندی

نظریه تعامل نمادین برای بیش از شصت سال، یک چارچوب نظری تاثیرگذار بوده است،این نظریه بینش های قابل توجه ای را در مورد رفتار ارتباطی انسانی در موقعیتهای متنوع مختلف ارایه می دهد. این نظریه در شرح و بسطش منطقی است؛ با نقش «خود» آغاز می شود و تا مطالعه «خود» در جامعه پیش می رود. در این فصل، ما خاطر نشان کردیم که این نظریه اکتشافی است. از طریق شناختن کاربرد آن در موقعیت های مختلف از قبیل: رسانه ها، هم سازمانی و هم میان فردی. با این حال،این نظریه منتقدان خود را دارد.

ایرادات اصلی که در خصوص SI مطرح می شود، متوجه بر تمرکز در حوزه های زیراست: بیش از حد کلی است. اهمیت بیش از اندازه ای برای رفتار فردی، قائل می شود و از دیگر متغیرهای مهم چشم پوشی می کند و این ابطال پذیر نیست. ما در زیر به طور خلاصه این انتقادها را بازبینی می کنیم.

برخی از منتقدان شکایت دارند که SI آنقدر کلی است که نمی تواند ثمربخش باشد. این نقد بر معیار ارزیابی موضوع تمرکز یافته است. این منتقدین مدعی اند که SI به مسائل بسیار زیادی برای توضیح کامل فرایندهای خاص ساخت معنی و رفتارهای ارتباطی پرداخته است. این ایراد که مفاهیم سازنده این نظریه، بسیار کلی و تقریباً مبهم نوشته شده اند، مربوط به این مسئله است. به علاوه، درست به خاطر همین ابهام، SI به سختی ابطال پذیر است. در پاسخ به این نقد، مدافعان SI توضیح می دهند که SI یک نظریه واحد نیست، بلکه چارچوبی است که می تواند بسیاری از نظریه های خاص را فراهم کند. برای مثال در نظریه های خاص دیگر مثل نظریه «نقش» مفاهیم به طور واضح تری تعریف شده اند و ابطال پذیر هستند.

حوزه دوم این نقد درباره تاکید«مید» بر روی قدرت کنشگر درخلق واقعیت است.منتقدان اظهار می دارند که این مسئله به اینکه افراد درجهانی زندگی می کنند که ساخته خودشان نیست، توجه نمی کند. نظریه پردازان SI، شرایطی را واقعیت در نظر می گیرند که کنشگران آن را به عنوان واقعیت تلقی کنند.

اما«اروینگ گافمن» (1974) اظهار می کند که این تصور، گرچه درست، اما حقیقت عینی را نادیده می گیرد. نظریه پردازان SI با این نقل که آنان سعی می کنند ما بین آزادی انتخاب ومحدوده های بیرونی گام بر دارند، مخالفت می کنند. آنها درستی محدودیت را تایید می کنند،اما همچنین بر اهمیت معانی مشترک نیز تاکید دارند.

حوزه دیگری از انتقاد بیان دارد که مفاهیم مهمی هستند که SI آنها را نادیده می گیرد از قبیل احساسات و اعتماد به نفس منتقدان اظهار دارند که SI ابعاد احساسی تعامل انسانی را توضیح نمی دهد. به علاوه، منتقدان اشاره می کنند که SI بر روی اینکه ما چگونه یک خود انگاره را پرورش می دهیم، بحث می کند. اما چیز چندانی برای گفتن درباره اینکه چگونه«خودمان» را ارزیابی کنیم ندارد. با توجه به عدم توجه به جنبه های احساسی زندگی بشر، نظریه پردازان SI پاسخ می دهند که هر چند که«مید» بر روی این جنبه ها تاکید ندارد، اما این تئوری به خودی خود می تواند احساسات را هماهنگ سازد. در حقیقت، برخی از محققان به کارگیری SI را در احساسات با موفقیت شروع کرده اند.برای مثال«جیمز فورت» ، «آنه بَرت» ، «مدی کمپل» (1996) از دیدگاه تعامل نمادین برای سنجش غم و اندوه استفاده کردند. مطالعات آنها سودمندی دیدگاه تعامل اجتماعی در تشخیص ومداخله در یک گروه داغدیده را سنجید. نویسندگان SI را به عنوان مدلی سودمند یافته اند. راجع به اعتماد به نفس، متخصصین تعامل نمادین قبول دارند که این مسئله نقطه توجه این نظریه نیست. اما آنها متذکر می شوند که این مسئله نقصی در این نظریه نیست و این صرفاً درورای آن چارچوب هایی است که مید برای تحقیق انتخاب کرد.

در خلاصه، تعامل نمادین منتقدانی دارد، اما همچنان یک نظریه راهگشا و ماندگار باقی مانده است. این نظریه تحقیق در زمینه های متعدد را فراهم می کند و به طور مداوم بهبود و گسترش می یابد. علاوه بر این، این یکی از  ابزارهای مفهومی عمده به منظور تفسیر تعاملات اجتماعی است و ساخت های محوری آن، پایه ای را برای دیگر نظریه هایی که ما دراین کتاب بحث می کنیم، فراهم می کند. نظریه هایی چون «نمایشی کردن»، «نظریه گروه خاموش»، «نظریه فرهنگ سازمانی» و «نظریه نقطه نظر». بنابراین، آز آنجاییکه نظریه تعامل نمادین، تفکر مفهومی زیادی را فعال کرده، اکثر آن چه که هدف نظریه ها است را به انجام رسانده است.

ایراندخت زین العابدین


* فصل پنجم کتاب «معرفی نظریه های ارتباطاتIntroducing Communication Theory»

 

 

منبع : http://www.ictfarajoo.com/www.ICTFarajoo.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/tabid/54/Default.aspx?atId=212

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:26  توسط مر یم  | 

تعامل گرایی نمادین

نظریه های مرتبط با ارتباطات میان فردی

نظریه تعامل گرایی نمادین از جرج هربرت مید ( از دسته سنت اجتماعی فرهنگی ) : انسانها در مقابل افراد ، اشیاء و رویدادها بر اساس معانیی که به آنها نسبت می دهند رفتار می کنند . از این نظر وقتی افراد شرایط را واقعی توصیف می کنند ، پیامدهای بسیار واقعی هم در پی آن مطرح خواهد شد . بنابر این ، بدون زبان ، تفکر و اندیشیدن ، حس بودن و حضور اجتماعی در جامعه نمی توان تصور کرد که در بین افراد وجود خواهیم داشت . فیلم های مربوط  به نظریه تعامل گرایی : بانوی زیبای من / بایکوت / هامون و...

نظریه ناهماهنگی شناختی از لئون فستین گر ( از دسته سنت اجتماعی روانشناختی ) : این نظریه بر آن است که ناهماهنگی شناختی نوعی تلاش مغایر است چرا که موجب می شود ۱- از میان دیدگاهای متضاد پرهیز کنند ۲- بعد از یک تصمیم قاطع اطمینان حاصل کنند ۳- زمانی که در پی انجام عمل خود ، حداقل توجیه ممکن را دارند ، به منظور برابری با رفتارهای عمومی ، باورهای شخصی خود را تغییر می دهند لذا خود ثباتی ، داشتن حس مسوولیت یا خود تاییدی می تواند پاسخگوی کافی ناهماهنگی موجود باشد . فیلم های مربوط به این نظریه : انجمن شاعران مرده / مارمولک / آخرین گام محکوم مرگ و ...

نظریه همگرایی نمادین از بورگ من : براساس این نظریه شراکت در خیال بافی های رایج ، مجموعه ای از افراد را که سلایق متفاوتی دارند به یک گروه هماهنگ تبدیل می کنند بدین ترتیب همگرایی نمادین زمانی رخ می دهد که اعضای گروه مربوط خود به خود زنجیرهایی از خیال بافی ها را به وجود می آورد که نمایانگر پاسخی پر شور و یکپارچه به مضامین رایج است . در نتیجه تحلیل یک مضمون خیالی درباره گروهها دیدگاههای مبالغه آمیز را افشاء می کند که در برگیرنده انگیزه هایی برای اجراء و نمایش خیال پردازی گروهی است . ( از دسته سنت بلاغی ، اجتماعی و روانی است ) فیلم هایی که برای این نظریه می توان معرفی کرد ک ساعات ناامیدی / پدر خوانده / قرمز و ...

نظریه نمایش گرایی از کنس بورگ : بر اساس این نظریه زندگی یک نمایشنامه است و عواملی نظیر کنش ، حس ، نماینده یا بازیگر ، نمایندگی یا بازیگردان و هدف ، ابزار اصلی برای کشف انگیزه های یک گوینده است . بنابر این مضمون نهایی بلاغت جبران تقصیر است یعنی بدون شناسایی مخاطبان یک گروه اقناعی از جانب گوینده وجود نخواهد داشت . ( از دسته سنت بلاغی و نمادی است ) . فیلم هایی که به این نظریه می توان معرفی کرد : سناتور / سگ کشی / دادگاه لئونبورگ و...

نظریه نشانه شناسی از رونالد بات : براساس این نظریه نظام های مهم نشانه ای قابل رویت در یک فرهنگ موقعیت اجتماعی را تایید می کنند . با طرح این موضوع که جهان امروز طبیعی ، اجتناب ناپذیر و جاودانه است اسطوره سازان این کار را با انتخاب نشانه های معنادار خنثی انجام می دهند تا به این طرح اصول تاریخی بیان کننده نظامهای نشانه ای خنثی در شرایط درجه دوم باشند . سنت روایت این نظریه نشانه شناسانه است . فیلم های مربوط به این نظریه : کاندیدای منشوری ، روانی ( کاری از داریوش فرهنگ ) / ریوبراوو ( از هاواردهاکس )

 

منبع :http://www.darbandi.blogfa.com/post-7.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:20  توسط مر یم  | 

نظریه تعامل گرایی نمادین

نظریه اول:

 

فیلمهای مربوطه : بانوی من(پیگ مالیون) ,نل ,سیاهی شبیه من , از سینمای ایران : خواهران غریب(کیومرث پور احمد) , درخت گلابی (داریوش مهرجویی )

 

نظریه دوم:

زندگی زیباست,متخصص,دونژوان,دایره خونی      از سینمای ایران :ابروآفتاب(داوود کلایی)

پناهنده (ملا قلی پور) دستهای آلوده (سیروس الوند)

 

مثال فرضیه نظریه اول یا         از جرج هربرت :

حاج محمد کفاش در بازار تهران انسانی صاحب نام و معتبر بود او حس حضور اجتماعی خود را هر روز راءس ساعت 11 صبح در کنار همکاران و رفقا با نشستی در حجره اش اعلام می کند از آن حیث که حاجی خود را انسانی شریف ,درستکار ,واقع نگر و پر اعتبار می پندارد ودر روابطش با دیگران چنین کنش و واکنشی دارد.به یک معنی مشخص ومعین از ارتباط با دیگران دست بیازیده است . حاجی در تعامل با دیگران دروغ نمی گوید ,حسادت نمی ورزد ,رقابت ندارد و اگر هم رقابتی مشاهده شود در جهت ارتقاع بازار و توجه به تخصص کاریش است .از این نظر می کوشد تا روز به روز به اعتبار خود بیفزاید از این معنایی که خود با چهل سال سابقه بدست آورده تعاملی آشکارو یا بده بستانی اثر بخش با مردم ,بازاریان و سایرین پیدا کرده است طوری که مردم و دیگران او را انسانی نمادین و موفق در کارش معرفی می کنند و به حسن رفتار و پاکی و صفات و صحیح نگاه کردن به زندگی او را وجه نظر خود قرار داده در چنین شرایطی ویژگی های تعامل نمادین حاج محمد کفاش بدین قرار است:1- توجه به واقعیات       2- معانی که از واقعیات استنباط می شود   3- اعتبار افراد   4- اعتبار خود   5- نوع معامله ها   6- هدف

بدین ترتیب باید اذعان کرد که حاج محمد کفاش انسانی مبتنی بر تعامل نمادین است و در مقابل افراد و رویدادها بسیار بسیار اثر بخش عمل می کند .در تفسیر نظر تعامل  گرایی نمادین حاج محمد کفاش با حسن حضور خود مبتنی بر توصیفی که از او آمد در کانون معنای نمادین قرار می گیرد.

نظریه فریب کاری   از بورگن

مهرزاد و مادرش افتخار با هم زندگی  می کنند اما در یک خانه رهنی و اجاره ای آنها به این دلیل که دیگر نمی توانند از عهده پرداخت اجاره بها و افزایش پول وهنشان بر آیند تصمیم گرفتند به املاکی کمی آن طرف تر زندگیشان سری زده تا مشکل اسکانشان حل شود , دیروز چنان چه شاهد بودم آنها رأس ساعت 6 بعد از ظهر با آقا ولی مسئول املاک چهل ستون قرار داشتند ,آقا ولی انسان درست و پاکی است اما همکاری دارد که بیشتر اوقات کار او را مدیریت می کند مهرزاد و مادرش قصه گشت و گذار یک ماهه شان را تشریح می کنند و به همکار آقا ولی بیان می کنند که از بین 15/16 مورد خانه ایی که دیده اند به نظرمی رسد منزل آقای  رفیعی برایشان با توجه به پولشان مناسب تر است . همکار آقا ولی چون این مکان را به دوستش قول داده ذهن مهرزاد و مادرش را بانوعی لفاظی منحرف مکند .شخص ثالثی در آن بنگاهی حضور دارد که شاهد این گفتمان است و همکار آقا ولی یعنی آن فرد دو رنگ و دورو را که فریب کاری می کند به خوبی می شناسد وی به اشارهء چشم و ابرو به مهرزاد و با اشاره سر با حالت احترام به مادرش مراتب عدم وضایت خویش را اعلام می دارد و به آنها به صورت غیر کلامی ابراز می دارد.که با این آدم وارد معامله نشوید سپس بر روی برگه ایی تمام ماجرا را در سه /چهار خط  توضیح  می دهد و به آنها شماره تلفن می دهد و می خواهد آنها در ساعت 8:30 شب همان روز با وی تماس داشته باشند تا مشکلشان  را حل کند در این خصوص مهرزاد و مادرش تابعیت کرده و با سرعت از دوست آقا ولی خدا حافظی کرده و به خانه رفتند و پس از استراحت رأس ساعت 8:30 با آن مرد تماس گرفتند و او اطلاعات بیشتری در مورد آن فرد فریب کار به آنها می دهد ومورد خوبی  را به آنها معرفی می کند در آن لحظه مهرزاد و مادرش تصمیم می گیرند که با این معاملات مسکن قطع رابطه کنند.

 

نظریه جدل رابطه ای    از باکستر

 

بر اساس این نظریه روابت انسانها در هر حال در وضعیتهای متفاوت در حال انجام شدن است.و طرفین روابط کوششهای متضادی می کنند به خاطر :

1- ارتباط –جدایی        2- آزاد اندیشی ,کوتاه اندیشی       3- ثبات ,عدم ثبات.

انسانها در بین روابطشان به ویژه ارتباط با شبکه های اجتماعی شان تجربه های خود را از سر می گذرانند و در این راستا چه در غالب حرکات و رفتارها و چه به صورت کلامی و چهره ای از عهده تنشها ی جدلی نظیر تکروی ,سرگردانی ,تقسیم ,توازن یا تعادل و سایر موارد دیگر بر می آید و حتی در مواردی موفق نمی شود اما در نهایت این جد و جهد آنها است که به نوع جدل رابطه ایشان معنا می دهد و تاثیر آنها را بر یکدیگر افزون می کند سنت روایت این نظریه به آن دلیل که بیشتر با مردم و محیط پیرامونشان سرو کار دارد پدیدار شناسی است.

فیلمهای مربوطه:   فرزندان خداوند کوچکتر , برادران مک مورلن , حکایت ما , هلن کلر, برباد رفته

عروس آتش (خسرو سینایی)  شیدا (کمال تبریزی)   غزال (مجتبی راعی

 

منبع:http://azari-gh.blogfa.com/post-6.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:18  توسط مر یم  | 

تعامل گرایی نمادین

 نظريهء ساختاربندي گيدنز

 نظريه ساختاربندي معادل کارکردگرايي پارسونزاست ،هرچندروش کارگيدنزوتاحدي شيوهءفکرکردنش باپارسونزفرق مي کند.هردو نظريه، مفهوم جامعه به مثابه يک کل راحفظ مي کند ودرعين حال بينشهاي چرخش زباني درفلسفه، وبخصوص روش شناسي مردم نگردرجامعه شناسي رانيزحفظ ميکند. گيدنزهم دربارهءساختارها ونظامهاي اجتماعي صحبت مي کند وهم تاکيدداردکه جامعه ازطريق کنش انساني توليد وبازتوليدمي شودوهرگونه صورتي ازتبيين ساختاري وهرگونه مفهومي ازموجوديت جامعه رابرتروفراترازافرادنفي مي کند.محصول نهايي کاراوپديدهءانتزاعي به نام هستي شناسي موجوداجتماعي است.                                                                            


                             ساختاربندي ودوگانگي ساختار


 


محورنظريهءساختاربندي،مفهوم ساختاربندي است که بادوگانگي ساختارپيونددارد.درجامعه شناسي،ساختارنوعي ويژگي مقيدکننده ياتعيين کنندهءحيات اجتماعي دانسته مي شود،درحاليکه ساختار چاره سازوهدايتگرنيزهست.ساختارهادرکنش وبواسطهءکنش وجوددارندکه آنهاراتوليدوبازتوليدميکنند.منظورگيدنزازساختارباآنچه که      ازکارکردگرايي ساختاري يامارکسيسم ساختارگرابرمي آيدکاملاتفاوت دارد،اوساختاررابرحسب قواعدومنابع تعريف مي کند.گيدنزبرمفهوم بازانديشي نيز تاکيدمي کند وآن راشيوه ي


ميداندکه بااستفاده ازآن دنياي اجتماعي خودراپديدمي آوريم.اوالگوي سه وجهي ازکنشگراجتماعي ارائه ميدهدوآن راباالگوی فرویدازنهاد،خودوخودبرترمقایسه می کند.اودرموردکنشگرسه سطح قایل است:سطح ناخودآگاه که درفعالیتهای روزمره اهمیت زیادی ندارند،امادرشرایط بحرانی اهمیت پیدامی کنند.سطح دوم معرفت ضمنی یابدیهی است که همان قواعداست.سطح سوم سطح آگاهی یامعرفت بازاندیشانه است.سطح بدیهی یاضمنی بافعالیتهای روزانه پیوندداردودرنظریه ی گیدنزنقش مهمی ایفامی کند.معرفت ضمنی مربوط به نحوهءاقدام کردن ازطریق اجتماعی شدن آموخته می شود.ساختاربه قواعدی بازمی گرددکه درچنین کنشی نهفته است که اوآن راکردارهای اجتماعی مینامد.به نظراوجامعه شناسی تنهابادرنظرگرفتن کردارهای اجتماعی،به عنوان موضوع مطالعه  میتواندبردوگانگی سنتی کنش وساختارفایق آید.این دوگانگی درواقع دووجهی بودن است،شیئ واحد بادووجه .


 


                             نهادها   


 


ازدیدگاه گیدنزمفهوم نهادتقریبابطورمستقیم ازمفهوم کنش وقواعدنشاءت می


گیرد.نهادهاسازماندهی قواعدضمنی(ساختارها)درزمان ومکان هستند.به نظراوکنشهای انسانی


وکردارهای اجتماعی خصوصیات معینی دارندکه نهادهابراساسآنهابناشده اند.نهادهانظامهای


نمادینی هستندکه به واسطهءآنهاجهان راسازماندهی ومشاهده می کنیم.کنش،تحولی نیزهست ودنیای خارجی ومناسبات اجتماعی راتغییرمیدهد ولذامتضمن قدرت است.قدرت درکلیهءمناسبات انسانی مندرج است وهمچنین مبارزه برای کسب قدرت.این جنبه ازکنش به ساختارهای سلطه منجر میشود.   سیطره برمردم نهادهای سیاسی رابه وجودمی آوردوسیطره برمنابع نهادهای اقتصادی را.نهایتااینکه کنش ذاتاهنجاری است وموجب پیدایش ساختارهای مشروعیت ونهادهای قانونی میشود.ماازطریق درک نهادمندی کردارهای اجتماعی به سمت نظامهای اجتماعی حرکت می کنیم.برخلاف پارسونزازنظرگیدنزنظامهخصوصیات نوپدیدی ندارند.


 


                   نظامهای اجتماعی   


فهم منظورگیدنزازنظامهای اجتماعی دشواراست.اومیان یکپارچگی اجتماعی ویکپارچگی نظام تفاوت قایل می شود.از نظرگیدنزیکپارپگی اجتماعی به دوسویگی کنش گران درموقعیت های چهره به چهره بازمیگردد ویکپارچگی نظام به دوسویگی گروههاوجماعت ها. مسئله عمده این است که چگونه می توانیم ازدوسویگی درکنش متقابل چهره به چهره به دوسویگی درراستای زمان ومکان حرکت کنیم یعنی ازکنش به نظامها؟دراینجاعواملی دست اندرکاراند:وجودمعرفت ضمنی برنحوهءاقدام،معرفت بازاندیشانه یابازنگری تاملی کنشهای ماوپیامدهای ناخواسته.              


 


                             ظهوردوبارهءجامعه


 


 


          گیدنزدرکارنظری خودشماری ازمفاهیم رابه کارمی گیردکه بانوعی تحلیل ساختاری مجوددرآثارپارسونزیامارکس تناسب دارد:اصول ،مجموعه هاوخصوصیات ساختاری.


.گیدنزبربازبودن کرداروماهیت تعیین نایافتهءآن تاکیدمیکندکه این امربه انکارنظریهءتکاملی منجرمیشود.امادرکارگیدنزاندیشهءتکامل ومراحل تاریخی تاحدودی مشهوداست.این اندیشه رامیتوان درطبقه بندی اوازانواع جامعه دید.اوجوامع رابرحسب شعاع عمل آنهادرزمان ومکان ونحوهءکه زمان ومکان راپیوندمیدهندبه سه نوع جامعه طبقه بندی میکند:


 


1.جوامع عشایری.دراین جوامع کنش متقابل چهره به چهره بوده ویکپارچگی اجتماعی ویکپارچگی نظام یک چیزاست.


2.جوامع دارای تقسیم طبقاتی. دراین جوامع یکپارچگی اجتماعی ویکپارچگی نظام ازهم جدااست،هرچندسطح یکپارچگی نسبتاپایین است.دراین جوامع همزیستی میان شهروروستامطرح است.اواین جوامع راتمدنهامی نامد(جوامع حدفاصل جوامع قبیله ای وصنعتی)


 


3.جوامع طبقاتی.دراین جوامع میان یکپارچگی اجتماعی ویکپارچگی نظام جدایی می افتدوتفکیکی میان شهروروستاصورت نمی گیردوآنهادریک محیط "خلق شده "حضوردارندگیدنزاصرارداردکه انواع مختلف جامعه درکنار یکدیگر وجود دارند وپیشروی تاریخی ازیکی به سمت دیگری وجودندارد.


 


       ( تلخیص ازکتاب نظریۀ اجتماعی مدرن ازصفحه 141 )


 


عاملیت،ساختا ر


مکاتب فکری اعم ازجامعه شناختی وفلسفی ازجهت توجه به کنش فردی یا تبیین ساختاری معمولابه دودسته ئ مقابل هم تقسیم میشوند.یکدسته به کنش فردی اهمیت داده وتوجه کمی به تبیین ساختاری نشان میدهندودسته دیگر برعکس.درمیان مکاتب دسته اول تعامل گرایی نمادین بیشترین تاکیدرادرتوجه به زندگی اجتماعی به مثابه عملکردفعال کنشگران آگاه وقصدمندداشته است.میدامراجتماعی راچیزی جزدیگری تعمیم یافته نمیداند.


 


کارکردگرایی وساختارگرایی به لحاظ اهمیتی که برای ساختارنسبت به کنش قایل اند شبیه یکدیگراند.کارکردگرایان برای جامعه ویژگیهای نوظهورومتفاوت ازویژگیهای اعضاقایل اند.دورکیم جامعه رانسبت به افراد امربیرونی ومحدودکننده میداند.دراینجادوخطاقابل تشخیص است:اول اینکه محدودیت امراجتماعی مانندمحدودیت امرفیزیکی دانسته شود ودوم اینکه صرفامحدودیت معیارامراجتماعی درنظرگرفته شود.دورکیم بعداازطریق تاکیدبرسرشت اخلاقی واقعیتهای اجتماعی دیدگاه خودراتعدیل میکند.پدیده های اخلاقی هم محرک اندوهم محدودکننده.همین دیدگاه اخیردورکیم منشاالهام پارسونزدرمورد "چارچوب مرجع کنش"بود واواراده گرایی راباپذیرش ویژگیهای نظام اجتماعی ترکیب کرد.   


 


پارسونزارزشهارادردوسطح تاثیرگذارمیداند:1.ارزشهای هنجاری به منزله عناصرسازنده شخصیت.  2.ارزشهای هنجاری به مثابه مولفه های محوری جامعه .سطح اول اگیزشهارا


فراهم می سازدوسطح دوم موجب وفاق ویکپارچگی جامعه می شود.


  این نوع تناقض درفلسفه های مارکسیستی هم به چشم میخوردکه ناشی ازابهام محتوای نوشته های مارکس است.درآثارمارکس هم میراث هگلی وآگاهی فعال کنشگردیده میشودوهم نظریه


جبرگرایانه تاریخی .لذاتفسیرهای مختلفی ازمتون مارکس به عمل آمده است. 


 


                             زمان،عاملیت،کردار


 


ازنظرگیدنزدرنظریه اجتماعی مفاهیم کنش وساختارپیش فرض یکدیگراندومیان آنهانوعی رابطهءدیالکتیکی برقراراست.نظریهءکنش نقصهای زیادی دارد.یکی ازآنهااین است که فلسفهء تحلیل کنش فاقدنظریه پردازی دربارهء نهادهااست .گیدنزمعتقداستکه نظریه اجتماعی بایدتلاقیهای زمان-فضارابه رسمیت بشناسد.فعالیت اجتماعی درسه لحظهء وجودی متقاطع ازتفاوت ایجادمی شود:تفاوت زمانی باتفاوت برمحورجانشینی وتفاوت فضایی.هایدگربهتراز


همه زمانمندی ومسائل عاملیت راروشن کرده است.اومیگویدامرپیشین کانتی به ارتباط متقابل زمان وبودن اشاره دارد،یعنی چیزی که مقدم برشیء است وآنرامی سازد.به نظرلایب نیتس مانمیتوانیم زمان وفضارا ظرفی تلقی کنیم که تجربه رادربرمیگیرد،زیرافهم زمان وفضا فقط درارتباط اعیان ورویدادهاممکن است.


    گیدنزمیگویدکنش یاعاملیت مجموعهء اعمال جداازهم نیست که به یکدیگرمتصل شده باشند بلکه جریان پیوستهء رفتار هستند.اودرتوضیح این مطلب به دونکته اشاره میکند:


اول اینکه مفهوم کنش به فعالیتهای یک عامل مربوط است ونمیتواندجداازنظریهءگسترده تری دربارهء نفس عمل کننده بررسی شود


ثانیاویژگی ضروری کنش این است که درهرنقطه اززمان کنشگرمی توانسته جوردیگری عمل کند.امانمیتوان کنش رابه طورکلی خارج ازمتن حالات به لحاظ تاریخی مکان مندفعالیت توضیح داد.رفتارانسانی بازاندیشانه است که اشاره به نیتمندی وقصدمندی آن دارد.این همان چیزی است که گارفینکل آن راتوضیح پذیری کنش انسانی مینامد.کنشگران درارائه توضیح برای رفتارشان ازهمان اندوخته ء دانش استفاده میکنندکه درتولید وبازتولیدکنش خودبرآن تکیه دارند.کنشگرممکن است آگاهی عملی داشته باشداماقادربه صورتبندی گفتمانی آن نباشد.دلیل تراشی کنش وتبیین عاملان ازچرایی نوع عملکردشان مبنای اصلی ارزیابی دیگران ازمهارت عاملان است.این امربه این معنانیست که دلائل مستقیمابه هنجارها یاقراردادهاربط داده شوند،بلکه امکان ظاهرسازیهای عمدی وجوددارد.


    موءلفه های انگیزیشی جنبه های خودآگاه وناخودآگاه شناخت وهیجان راشامل میشود.فلسفه تحلیلی کنش مسائل ناخوداگاه را نادیده میکرد وهمچنین علاقه به پیامدهای ناخواسته ی رفتار نیتمندانه نشان نداده است این امرتوضیح دهندهء شکافی است که فلسفهء کنش راازنظریه های نهادی درعلوم اجتماعی جدامی سازد.پیامدهای ناخواسته تاآنجاکه دربازتولیداجتماعی درگیرباشندشرایط کنش محسوب شده ودارای اهمیت اند.برای ادامهءمطلب لازم است به مفهوم ساختاربرگردیم.درعلوم اجتماعی واژهءساختارگاهی باکارکردگرایی به کار میرودوگاهی به صورت ساختارگرایی.درمورداول ساختارباکارکرددرارتباط است.کارکردگرایان ساختاری جامعه رابه ارگانیسم زیست شناختی تشبیه میکنند.ساختار به الگویی ازارتباطات اجتماعی اطلاق میشودوکارکردبه اینکه چگونه چنین الگویی درعمل مانندنظام عمل میند.درکارکردگرایی توجه اصلی به مفهوم کارکرداست نه ساختار.امادرساختارگرایی ساختارنقش تعیین کننده دارد.تحلیل ساختاری به دنبال نفوذ به سطوح زیرین نمودهای سطحی است.


     علیرغم تفاوت ذاتی این دونوع ساختار،میان سنت فکری کارکردگرایی ساختاری وساختارگرایی ویژگیهای مشترکی وجودداردمانند:پایبندی هردو به تمایزمیان تحلیل همزمانی وتحلیل درزمانی یامیان تحلیل ایستاوپویا.وتوجه دوسویهءآنهابه ساختارونظامها.


         تفاوت میان ساختارونظام.


درکارکردگرایی این دو به خوبی ازهمدیگرتفکیک نشده وگرایش به همپوشانی وادغام دارند.مفهوم ساختمندشدن که گیدنزبرآن تاکیدداردبه ایجادتمایزات میان ساختار ونظام بستگی دارد.برای این کارلازم است به موضوع زمانمندی برگردیم .درساختارگرایی وکارکردگرایی تلاش شده تازمان رابابه کاربردن تمایزدرزمانی وهمزمانی ازنظریهءاجتماعی بیرون کنند.درحالیکه ساختاراجتماعی باآناتومی یک بدن یاستونهای اصلی یک ساختمان تفاوت دارد.آنهابه لحاظ مفهومی وجوددارند،اماساختاراجتماعی اینگونه نیست.زمان ازکنارگذاشته شدن امتناع میکندلذاواژهءساختاراجتماعی دوعنصرراشامل میشود:الگومندکردن تعامل وتداوم تعامل درزمان.


          گیدنزمفهومی ازساختارراارائه میکند که به مفهوم لوی اشتروس نزدیکتراست تاکارکردگرایی.گیدنزازساختار به عنوان قواعدومنابع صحبت میکند.اومعتقداستکه نظامهای اجتماعی ویژگیهای ساختاری دارنداماخودساختارهانیستند.ساختارهااجزاءنظامهاهستند.


گیدنزدرموردقواعدچندنکته رایادآوری میکند:


1.اوتمایزمیان قواعدتنظیمی وترمیمی رامردوددانسته ومعتقداست که تمام قواعدهردوجنبه راباخوددارند.


2.درتشبیه قواعداجتماعی به قوانینی مثل بازیهای شطرنج بایددقت کرد.بازی شطرنج دارای قواعدرسمی وتثبیت شده هستندوازسوی دیگرقوانین شطرنج درمعرض مشاجرات همیشگی برسرمشروعیت قرارندارند برخلاف قواعداجتماعی.


3.مقایسهءقواعداجتماعی باقواعدبازی بچه هاآنگونه که ویتگنشتاین انجام داده بسیارراهگشاتراست تامقایسه باقواعدمعین شطرنج.


منظورگیدنزازتاکیدبراهمیت منابع این است که برمحوریت مفهوم قدرت درنظریه اجتماعی تاکیدکند.قرت یک ظرفیت است وقوی ترینهاقادراندتاارزشهای خودراباشکست دادن دیگران مهم جلوه دهند نه آنگونه که وبرازارزشهای نهایی صحبت میکند. گیدنزمنابع راپایه هاووسائل بیان قدرت تلقی میکندکه مرکب ازساختارهای سلطه بوده وطرفین کنش باکمک آن با هم تعمال میکنند.


 


                   نظریهءساختمندشدن


مفهوم ساختمند شدن متضمن دووجهی بودن ساختار است که به خصلت اساسابازگشتی زندگی اجتماعی مربوط است ووابستگی متقابل ساختاروعاملیترا بیان میکند ساختارمحدودیت بخش ونیزتوانا سازاست.مطابق این برداشت سوژ(کنشگر) وابژه (جامعه) خصایص ساختاری مشابهی دارند


 


.بر طبق مفهوم دووجهی بودن ساختار،کنشگران منابع و قواعد را برای تولیدکنش متقابل به کارمیگیرند.این منابع وقواعد،خودازطریق کنش متقابل بازسازی میشوند.  


 


                   انسجام اجتماعی وانسجام سیستمی      


تمایزمیان این دونوع انسجام،ابزاری برای روبه روشدن بامختصات اساسی تمایزجامعه است.انسجام اجتماعی معطوف به نظام مندی درسطح کنش متقابل چهره به چهره است وانسجام سیستمی ناظربرنظام مندی درسطح مناسبات میان نظامهای اجتماعی یاجمع ها.تعامل چهره به چهره بیشتربراهمیت فضاوحضوردرمناسبات اجتماعی تاکیددارد.نظام مندی درسطح انسجام اجتماعی نوعاازرهگذرنمایش بازاندیشانهءکنش به همراه دلیل تراشی رفتاررخ میدهد.نظام مندی انسجام اجتماعی برای نظام مندی جامعه به مثابه کل اساسی است.انسجام اجتماعی ازطریق بازتولیدنهادهاپایه وتکیه گاه انسجام سیستمی است.


 


        ( تلخیص ازکتاب مسائل محوری درنظریهءاجتماعی.)


منبع :http://sociogroup.parsiblog.com/243105.htm
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:17  توسط مر یم  | 

جامعه‌شناسی صوری زیمل

چکیده:

در این مقاله ابتدا جامعه از منظر زیمل به عنوان کلیت تعاملهای میان افراد معرفی می‌شود و با تعریف ۳ رویکرد وی به جامعه شناسی، موضوع مورد نظر رویکرد جامعه‌شناسی صوری، یعنی مطالعه صور جامعه پذیری تشریح می‌‌گردد. پس از آن با تعریف صورت و محتوا به انواع تقسیم بندیها و طبقه بندیها از صور اجتماعی زیمل از نظر جامعه‌شناسان مختلف پرداخته، متغیرهای کلیدی زیمل در تحلیل صور اجتماعی معرفی می‌‌گردد. در انتها با بیان تمایز میان ساخت و صورت، اشاره مختصری به تداوم کار زیمل در مکتب تعامل گرایی نمادین می‌شود.


جامعه‌شناسان کلاسیک قرن نوزده هر یک شیوه‌ای متمایز و رویکردی خاص به جامعه و علم جامعه‌شناسی داشته اند. نگرش پوزیتیویستی دورکیم، رویکرد تفهمی ماکس وبر، درک دیالکتیک مارکس و چشم انداز صورت گرای زیمل، هر یک منجر به پارادایمهای خاصی در حوزه جامعه‌شناسی می‌‌شوند که در مکاتب جامعه شناختی قرن بیست مشهود است.

زیمل از زمره جامعه‌شناسانی است که با اقبالی کمتر از دیگر جامعه‌شناسان معاصرش در اروپا مواجه شد؛ هر چند بیش از آنان در جامعه‌شناسی آمریکا به ویژه مکتب شیکاگو مورد توجه قرار گرفت؛ چنانچه پیشگامان جامعه‌شناسی آمریکایی نظیر پارک حامل میراث علمی زیمل به جامعه‌شناسی این کشور بوده اند(ریتزر، جورج،۱۳۷۷: ۷۰). با این وجود تکثر و تنوع مطالب و موضوعات مورد علاقه زیمل باعث گردیده تا نسبت دادن سبک و شیوه‌ای معین در مطالعه جامعه‌شناسی به او دشوار باشد و حتی وی را سنت گریز تلقی کنند.

زیمل سه رویکرد به جامعه‌شناسی را معرفی می‌‌کند:

۱- جامعه‌شناسی صوری که به سطح خرد تعلق دارد و به ترکیب متغیرهای روانی با صورتهای تعامل که با انواع(types) افراد درگیر در تعامل سر و کار دارد؛ نظیر فرمانبری، مبادله، تضاد، و رقابت، خست، ولخرجی، غریبه و ....

۲- جامعه‌شناسی عمومی که به سطح میانی تعلق دارد و به محصولات فرهنگی اجتماعی تاریخ انسان می‌‌پردازد. در این رویکرد توجه به امور وسیعتر نظیر گروه، ساختار، تاریخ جوامع و فرهنگها صورت می‌‌گیرد.

۳- جامعه‌شناسی فلسفی که به سطح کلان تعلق دارد و موضوع آن سرشت و طبیعت نوع بشری است.( ریتزر، جورج،۱۳۷۳: ۱۴۷)

در این میان آنچه بیشتر در آثار زیمل نمود و ظهور دارد و به عبارتی لب و محور جامعه‌شناسی اوست، جامعه‌شناسی صوری یا محض است. زیمل جامعه را کلیت حاصله از تعاملهای الگو‌داری می‌‌داند که افراد به هنگام پیوند با یکدیگر به منظور دست یابی به هدفهای گوناگون می‌‌آفرینند(لوین، دونالد ان.، ۱۳۸۱: ۸۴). از این رو در عین حالی که جامعه را سنتزی از تعاملهای افراد با یکدیگر می‌‌داند که به نوعی دارای وجودی عینی است(زیمل، جورج، ۱۸۹۶: ۲۳۳ به نقل از فریزبی، دیوید، ۱۳۷۴: ۷۸) لیکن جوهر چنین جامعه‌ای را قابل درک نمی‌داند(فریزبی، دیوید، ۱۳۷۴‏:۷۵) و لذا اینچنین عینی موضوع مناسبی برای جامعه‌شناسی نخواهد بود. از این رو وی در گام اول تعامل میان افراد جامعه را به عنوان موضوع جامعه‌شناسی بر می‌‌گزیند، منتها چنانچه جامعه‌شناسی بخواهد موضوع خود را همه تعاملهای درون جامعه و به عبارتی همه آنچه در جامعه به وقوع می‌‌پیوندد(فریزبی، دیوید، ۱۳۷۴‏: ۷۵) قرار دهد، آنگاه جامعه‌شناسی در برگیرنده چندین رشته علوم اجتماعی نظیر علوم سیاسی، آموزش و پرورش و اقتصاد می‌شود(لوین، دونالد ان.، ۱۳۸۱‏: ۸۴). بنابراین در گام دوم به منظور تعیین حیطه‌ای مستقل برای موضوع جامعه شناسی، او به جای تعریف جامعه‌شناسی بر حسب محتواهای زندگی اجتماعی، بر مبنای تجرید صورتهای جامعه، شکلهای جامعه پذیری و تعامل میان افراد را موضوع واقعی جامعه‌شناسی در نظر گرفت(فریزبی، دیوید، ۱۳۷۴‏: ۷۵). این تمایز میان صورت و محتوا، حاکی از تأثیر سنت کانت در فلسفه است که بر تفاوت میان صورت و محتوا تکیه دارد(ریتزر، جورج،۱۳۷۳: ۱۵۵). از نظر بودون منظور از طرح جامعه‌شناسی صوری عبارت است از «تحلیل ساختارها در تراز کلان به شیوه اقتصاد دانان، به عنوان یکپارچه شدگی آثار»(بودون، ریمون، ۱۳۸۳: ۲۱۱)

در واقع او به تناظر علم هندسه که با انتزاع شکل و صور اشیای مادی از محتوای تشکیل دهنده آن تعریف می‌شود، علم جامعه‌شناسی را مطالعه جامعه به لحاظ صور جامعه پذیری(sociation) تعریف می‌نماید(Turner, Jonathan H. ۱۹۹۸: ۲۰۲, Ashley, David et all. ۱۹۹۸:۳۲۶) و تا بدانجا پیش می‌رود که می‌گوید: « اگر ما می‌‌توانستیم کلیت شکلهای ممکن مناسبات اجتماعی را در سلسله مراتب و گوناگونی شان نشان دهیم، می‌‌توانستیم دانش جامعه فی نفسه را تکمیل کنیم(زیمل، جورج به نقل از فریزبی، دیوید، ۱۳۷۴‏: ۸۱).

بودون معتقد است جامعه‌شناسی صوری زیمل از نوع الگوهای کلان اقتصادی است که معلول تعدیل و تعادل میان آثار کنشهای فردی است. از نظر او ایده زیمل این است که «شرایط و موقعیتهایی داریم که در آنها منافع و گزینش‌های افراد را به آسانی می‌‌توان بازسازی کرد»(بودون، ریمون، ۱۳۸۳: ۱۷۸) بدون اینکه نیاز به دانستن وضعیتهای و محتواهای خاص کنش باشد.

منظور از محتوای جامعه‌شناسی آن جنبه‌هایی از زندگی انسانی است که افراد را به سمت معاشرت با دیگران می‌‌کشاند؛ نظیر: سوائق، اهداف و نیات کنشگران(کرایب، یان، ۱۳۸۲: ۱۱۴). در مقابل صورتها آن الگوهایی هستند که محتویات اجتماعی در قالب آنها نمود و بروز می‌‌یابند.

فهرست قابل توجهی از صور گوناگون و متنوع اجتماعی که او در مقالات خود بدانها پرداخته است وجود دارد؛ نظیر: غریبه، ولخرج، خسیس، رابطه فرمان دهی و فرمان بری، تضاد و رقابت. لوین این صور را به ۴ دسته کلی تقسیم می‌‌کند:

۱- روابط یا فرآیندهای تعامل، مانند رابطه فرمانبری و فرماندهی و یا فرایند تضاد

۲- نقش- موقعیت ها، مانند غریبه، ولخرج، خسیس و فقیر

۳- جمعیت ها، نظیر اجتماع سری

۴- الگوهای توسعه ای، همچون انکشاف گروهی و توسعه فردیت(لوین، دونالد ان.، ۱۳۸۱‏: ۸۶).

ترنر تقسیم بندی عام تری ارائه می‌‌دهد که شامل فرآیندهای اجتماعی عام (نظیر تضاد و مبادله) و روابط نقش ساخت یافته (مانند غریبه) است(Turner, Jonathan H. ۱۹۹۸: ۲۰۴). از سوی دیگر کرایب به طور کلی صورت را به چهار طبقه کلی تقسیم نموده است؛ خردترین سطح انتزاعی به شکل‌هایی می‌‌انجامد که مربوط به روابط اجتماعی افراد با یکدیگر است و کلان‌ترین سطح انتزاع، جامعه به عنوان یک شکل کلی است. در این میان دو سطح دیگر وجود دارد که یکی از آنها اشکال نهادهای قابل رؤیت و هدفمند اجتماعی نظیر دولت، اتحادیه‌های تجاری و کلیسا است و دیگری صوری هستند که به عنوان یک صورت بسط و توسعه می‌‌یابند، مانند رقابت و تضاد(کرایب، یان، ۱۳۸۲: ۱۱۴). البته آنچه به عنوان صورت در جامعه‌شناسی صوری زیمل مطرح است مربوط به خردترین سطح روابط اجتماعی و صور توسعه یافته هستند و نهادهای اجتماعی و جامعه به عنوان یک صورت کلی مطرح نیستند.

در نهایت می‌‌توان به متغیرهای تحلیلی مهم به کار رفته در ساخت صور اجتماعی اشاره کرد. مهم‌ترین این متغیرها، اعداد و فاصله می‌‌باشند. توجه زیمل در تأثیر تعداد افراد بر کیفیت تعامل در بحث تفاوت میان گروه‌های دو نفره و سه نفره عنوان شده است و نقش فاصله بیشتر در تحلیل روابط و نقشهای اجتماعی نمایانگر است. چنانچه غریبه نمونه صورتی اجتماعی است که نه آنچنان به گروه نزدیک است که خودی به حساب آید و نه آنقدر دور که عضو گروه به حساب نیاید(ریتزر، جورج، ۱۳۷۳: ۱۵۶). لوین به این دو چهار متغیر موقعیت، ظرفیت، خود درگیری و تقارن را می‌‌افزاید. موقعیت به تفاوتهای عمودی اجتماعی اشاره دارد؛ منظور از ظرفیت، احساسات منفی و مثبت دخیل در صور تعامل است؛ خود درگیری به میزان درگیری شخصی‌یی اشاره دارد که صور مختلف همبستگی طلب می‌کنند و تقارن جوهره صور خاصی را که رابطه متقابل کامل را بیان می‌‌کنند، مشخص می‌‌نماید(لوین، دونالد ان.، ۱۳۸۱‏: ۸۷).

مساله دیگری که می‌‌توان بدان اشاره کرد رابطه صورت و ساختار است. در حالیکه صورت از تجرید محتواهای اجتماعی نمود یافته حاصل می‌شود، ساختار از رابطه نسبتاٌ پایدار میان اجزای جامعه انتزاع می‌‌گردد. به عقیده هیبرل مفهوم شکل برای زیمل همان معنا را متبادر به ذهن می‌‌کند که مفهوم ساخت برای ساخت گرایان(ابوالحسن تنهایی، حسین، ۱۳۷۷: ۳۲۶). در ساختارگرایی، منظور از ساختار یا روابط پایدار میان نهادهای اجتماعی است که بیان گر ساختار کلانی است که کلیت روابط اجتماعی بر اساس آن تنظیم شده اند(نظیر نظامهای اجتماعی پارسنز یا آلتوسر) و یا به ساختارهای ذهن بشر اشاره می‌شود که نهادهای اجتماعی بر اساس این ساختارهای ذهنی که در تمامی انسان‌ها مشترک هستند شکل می‌‌یابند. لیکن در صورت گرایی به انواع نمودهای روابط، فرآیندها یا نقشهای اجتماعی توجه می‌شود که قابل مشاهده در تک تک روابط هستند. نظامهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی را نمی‌توان مستقیما مشاهده کرد، بلکه تنها قابل انتزاع از روابط میان اجزاء اجتماعی هستند؛ ولی رقابت، تضاد و نقش- موقعیت ولگرد یا غریبه را می‌‌توان در اشخاص و روابط روزمره دید و صرفاً بایستی این ویژگیهای مشترک را از مشاهدات روزمره تفکیک نمود. به علاوه در حالیکه ساختارگرایی به جامعه‌شناسی کلان تعلق دارد، صورت گرایی متعلق به جامعه‌شناسی خرد می‌‌باشد.

جامعه‌شناسی صوری زیمل، با وجود تغییر واژگان آن تداوم یافته است و شاید بتوان نمودارترین این تداوم را در مکتب تعامل نمادین و به ویژه در کار اروین گافمن دید. «متصدی پمپ بنزین» که عنوان رساله کارشناسی ارشد گافمن را تشکیل می‌‌دهد و حتی نظریه دراماتورژیک او، همگی نمونه‌هایی از انتزاع صور اجتماعی از محتواهای متکثر آن می‌‌باشند. در این نظریه ما شاهد آن هستیم که موقعیتهای اجتماعی جلوی صحنه، پشت صحنه و خارج از صحنه تعیین کننده شیوه‌های متمایزی از رفتار در افراد با نیت‌ها و مقاصد متفاوت هستند. از این رو می‌‌بینیم که فهم عمیق مکاتب نوین جامعه‌شناسی در گرو ریشه یابی آن در آثار جامعه شناسان کلاسیک و فهم صحیح آن می‌‌باشد.


مراجع:

۱- ابوالحسن تنهایی، حسین، ۱۳۷۷،درآمدی بر مکاتب و نظریه‌های جامعه شناسی، گناباد، نشر مرندیز

۲- بودن، ریمون، ۱۳۸۳، مطالعاتی در آثار جامعه شناسان کلاسیک ۱، ترجمه: باقر پرهام، تهران، نشر مرکز

۳- ریتزر، جورج، ۱۳۷۳، نظریه‌های جامعه شناسی، ترجمه: احمد رضا غروی زاد، تهران، ماجد

۴- ریتزر، جورج، ۱۳۷۷، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی

۵- فریزبی، دیوید و سه‌یر، درک، ۱۳۷۴، جامعه، ترجمه: احمد تدین و شهین احمدی، تهران، نشر آران

۶- کرایب، یان، ۱۳۸۲، نظریه اجتماعی کلاسیک، ترجمه: شهناز مسمی پرست، تهران، نشر آگه

۷- لوین، دونالد ان.، آینده بنیانگذاران جامعه شناسی، ترجمه: غلامعباس توسلی، تهران، نشر قومس


۸. G.simmel, zur methodic der sozialwissenschaften, Jahrbuch fur Gesetzgebung, verwaltung und volkswirtschaft,۲., ۱۸۹۶

۹. Ashley, David Mechael Orenstein, David, ۱۹۹۸, Sociological Theory, allyn & bacon

۱۰. Turner, Jonathan H. et all, ۱۹۹۸, The Emergence of Sociological Theory, wadsworth

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%B5%D9%88%D8%B1%DB%8C

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:14  توسط مر یم  | 

نظریه تعامل گرایی نمادین از جرج هربرت مید

1. نظریه تعامل گرایی نمادین از جرج هربرت مید

هرگونه برخورد با اشیا و انسان ها و قرار گرفتن در جریان یک رویداد، معانی گوناگونی را به ذهن افراد متبادر می کند. فرد با استفاده از این معانی است که به  ارتباط با دیگران دست می زند. به عنوان مثال زمانی که یک در برخورد با یک نفر شاهد بی توجهی او هستیم، احساس ناخوشایند حاصل از این ارتباط در ما پایدار می ماند و در ارتباط مجدد با آن فرد بروز می یابد. حتی اگر فرد مورد نظر به دلایلی چون بگو، مگوی خانوادگی یا ناموفقیت های کاری که ربطی به ما ندارد، در نخستین ارتباط به ما بی توجه باشد اثر این برخورد در روابط بعدی با او تاثیر گذار خواهد بود.

به عبارت دیگر زمانی که معانی افراد، اشیا و رویدادها  را در ذهن خود تفسیر می کنیم، اطمینان داریم که این توصیف شخصی در ارتباط آینده، به صورت اتفاقی واقعی بروز می یابد.

این نظریه تصویر هر فرد از خودش را نیز شامل می شود. روابط انسان با خود و با دیگران آینه ای است از نمادی که فرد از خود، در ذهن خویش دارد.

از آنجا که فرآیند تفسیر افراد، اشیا و رویدادها با استفاده از مهارت های فکری و زبانی صورت می گیرد، می توان گفت بدون زبان و تفکر احساس بودن و حضور اجتماعی در جامعه و میان افراد وجود نخواهد داشت.

 

مثال:زهرا دانشجوی ادبیات است، او که به دلیل اجبار والدین و علی رغم علاقه باطنی خود رشته انسانی را در دبیرستان انتخاب کرده، به طور درونی اعتقاد دارد انسان بی استعداد و کم هوشی است و در مقایسه با دیگر هم رشته ای هایش در دانشگاه، از بهره هوشی کمتری برخوردار است.

او از برقراری ارتباط با دیگران می ترسد زیرا عقیده دارد، در برخورد با دیگران از نظر اطلاعات عمومی و دانش فردی پایین تر است و ممکن است دیگران او را تحقیر کنند.

زهرا همیشه تنها است. همکلاسی ها نیز او را فردی منزوی و ناتوان می شمارند که همواره از جمع دوری می کند. استادان نیز با مشاهده کم رویی های این دانشجو به این نتیجه رسیده اند که او از یک کمبود درونی رنج می برد، کمبودی که او را از برقراری ارتباطی سالم با دوستان و همسالان منع می کند.

بر اساس نظریه تعامل گرایی نمادین، زهرا با توجه به تصویری که از ناکامی خود در ذهن دارد، از برقراری ارتباط با دیگران دوری می کند.

 

  منبع :http://azari-gh.blogfa.com/8509.aspx
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 12:11  توسط مر یم  | 

وام 10میلیونی بدو.ن سود

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:58  توسط مر یم  | 

آدرس جدید جمشید نیوز

  آدرس جدید جم نیوز را که در زیر قرار دارد را کلیک کنید و به دیگران اطلاع دهید

آدرس جدید

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 16:45  توسط مر یم  | 

خوشگلترین دختر دنیا آماده برای ازدواج با شما

خوشگلترین دختر دنیا آماده برای ازدواج با شما

این برنامه را د انلود کرده و آنرا از حالت زیپ خارج نموده و پس از نصب فلش پلیر ۸ بر سیستم خود شرایط اورا ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 2:15  توسط مر یم  | 

دختران 11 تا 19 ساله با یک کلیک

 

فقط دخترها کلیک کنیدو با دوستان خود چت کنید

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط مر یم  | 

با هر کلیک شانس خود را برای شرکت در قرعه کشی و دریافت سکه بهار آزادی افزایش دهید

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط مر یم  | 

فارسی چت کن افتتاح شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 20:19  توسط مر یم  | 

برای دیدن بقیه ی موزیک ویدیوها روی ×× منو ×× کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:41  توسط مر یم  | 

آخرین کدهای جاوا برای وبلاگ سازان

 

کد شماره ی 1         قرار دادن سایت شما در Home Page شخص مقابل

  کد شماره ی 2         آمدن پیغام مورد نظر شما هنگام ورود شخص به سایت یا وبلاگ شما

  کد شماره ی 3        جلوگیری از راست کلیک کردن شخص بر روی وب شما (کپی نکردن)

  کد شماره ی 4        رنگی کردن اسکرول بار (نوار لغزنده)(رنگ مورد نظر شما)

  کد شماره ی 5        گذاشتن جستجو در سایت یا وبلاگ شما

  کد شماره ی 6        گل باران در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 7        قلب به دنبال موس شخص بیننده

  کد شماره ی 8        ستاره باران در سایت یا وبلاگ (مانند پشت این سایت)

  کد شماره ی 9        به حرکت در آوردن تیتر سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 10       بارش برف در وبلاگ یا سایت

  کد شماره ی 11       برگریزان در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 12       بارش باران در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 13       جستجو گر گوگل(google) در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 14       جستجو گر ام اس ان(MSN) در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 15      خروج از جستجوگر شخص مقابل با فشار دادن یک کلید

  کد شماره ی 16       پیغام ورود و خروج از سایت

  کد شماره ی 17       پیغام متحرک در استاتوس بار

  کد شماره ی 18       تنظیم رنگ ضمینه به انتخاب کاربر

  کد شماره ی 19       یک منوی جالب برای خارجی ها

  کد شماره ی 20       ساعت عقربه دار

  کد شماره ی 21       رفتن به بالای صفحه

  کد شماره ی 22       نمایش متن دلخواه شما به دنبال موس

  کد شماره ی 23       حرکت جستجو گر به صورت جالب

  کد شماره ی 24       تغییر رنگ پس زمینه ی سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 25       دکمه ی عقب و جلو در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 26       دکمه ای برای پرینت از صفحه

  کد شماره ی 27       ماشین حساب در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 28       رقص متن  در استاتوس بار

  کد شماره ی 29       ویزیتور برای سایت یا وبلاگ (تعداد افراد وارد شده به سایت شما )

  کد شماره ی 30       مدت زمانی که شخص وارد سایت یا وبلاگ شده

  کد شماره ی 31       دریافت نام کاربر و خوش آمد گویی به او

  کد شماره ی 32       ساعت عقربه دار به دنبال موس

  کد شماره ی 33       تغییر رنگ پس زمینه به صورت تصادفی

  کد شماره ی 34      افکت به نوشته حالت اول 

  کد شماره ی 35      افکت به نوشته حالت دوم 

  کد شماره ی 36       تاریخ میلادی در سایت

  کد شماره ی 37      دکمه ی Save  در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 38      دو خط زیبا به دنبال موس

   کد شماره ی 39      ساعت و تاریخ به دنبال موس

   کد شماره ی 40      اضافه کردن سایت به علاقه ها

   کد شماره ی 41      نشان دهنده ی تصویر

   کد شماره ی 42      از بین بردن آندر لاین زیر لینکها

   کد شماره ی 43      باز شدن پنجره ای کوچک به همراه پنجره ی اصلی

   کد شماره ی 44      رقص متن در صفحه

   کد شماره ی 45      نمایش متن در استاتوس بار با رفتن بر روی تصویر

   کد شماره ی 46      نمایش پنجره ای با کلیک کردن بر روی یک دکمه

   کد شماره ی 47      نمایش پیغام با کلیک بر روی یک دکمه

   کد شماره ی 48      رقص متن در استاتوس بار 1

   کد شماره ی 49      رقص متن در استاتوس بار 2

   کد شماره ی 50      رقص متن در استاتوس بار 3

   کد شماره ی 51      رقص متن در استاتوس بار 4

    کد شماره ی 52      کد لرزش موقت صفحه

   کد شماره ی 53       ماکزیمایز شدن خودکار صفحه

  کد شماره ی 54       کد نمایش متن به دنبال موس

   کد شماره ی 55       لینک زیر شاخه ای

   کد شماره ی 56       کد نمایش متن به صورت متحرک

   کد شماره ی 57       کد باز شدن صفحه ای جدید

   کد شماره ی 58       کد ساعتهای زنده ی دنیا

   کد شماره ی 59       کد روشن شدن متن

   کد شماره ی 60       کد تغییر رنگ به طور تصادفی

   کد شماره ی 61       کد فیلتر شکن

   کد شماره ی 62       کد تقویم زیبا

   کد شماره ی 63       کد راست کلیک قفل کردن که دو بار کلیک کند کارش تمومه

   کد شماره ی 64       کد کونتر یا نفرات آنلاین

  کد شماره ی 65       کد آهنگ در وب

 کد شماره ی 66       کد موزیک در وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:23  توسط مر یم  | 

با ما امابرای شما

 با ما   اما .....

 

برای شما  ................................... کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 22:44  توسط مر یم  | 

لینکدونی مر یم دی جی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:41  توسط مر یم  | 

رتبه ی محله ی بنده نواز در گوگل

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:23  توسط مر یم  | 

آمار

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط مر یم  | 

خانواده درمانی

خانواده درمانی
در این نوع درمان آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک به خانواده‌ها ، کل خانواده را دربرمی‌گیرد. برای حل مشکل خانواده یا یکی از اعضا آن کل سیستم خانواده مور توجه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود علل بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده و در نوع روابط اعضا با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بر رویکرد سیستمهاست و معتقد است زمانی می‌توان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی تک تک اعضا استفاده کرد و عوامل تنش‌زا را مرتفع ساخت.

تاریخچه خانواده درمانی

تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهه‌های 1940 ، 1950 و 1960 برمی‌گردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانواده‌های اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.

در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانواده‌ها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.

در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوه‌های تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانی‌های متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیق‌تری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.

انواع نظریه‌های خانواده درمانی

رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.

خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی

صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته می‌شوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آورده‌اند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.

خانواده درمانی تجربیاتی

نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه می‌گیرد.

در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش می‌کند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی‌های رفتاری و شناختی _ رفتاری

نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریه‌های رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف می‌شود. رفتارهای نامناسب را می‌توان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را می‌توان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.

درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی می‌کند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پته‌ای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابله‌ای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی ساختی

سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومه‌ها و مرزها می‌دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم می‌کنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش می‌کنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل می‌کنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .

خانواده درمانی‌های استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل

این سه رویکرد روش‌مدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون می‌باشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده می‌شود.

از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را می‌توان نام برد.

خانواده‌های نیازمند خانواده درمانی

خانواده‌هایی که از فرایند خانواده درمانی بهره می‌برند، عبارتند از: خانواده‌های دارای عضو معتاد یا بیمار روانی و همچنین خانواده‌های دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانواده‌های طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانواده‌های دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .

خانواده‌های دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتی‌های روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحی‌تر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه می‌کنند و در طول مشاوره‌های فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل می‌گیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم می‌یابد.
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:16  توسط مر یم  | 

عوامل موثر در بروز اعتیاد

مقدمه

مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماری‌جوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش می‌یابد و شبکه قاچاق بین‌المللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همه‌جا می‌گستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمی‌نهند؟ به‌سادگی نمی‌توان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقه‌بندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.

مبنای اعتیاد

جوانان سالم 15 تا 20 ساله‌ای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداخته‌اند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق می‌کنند و برای اولین ‌بار مواد مخدر را تجربه می‌کنند و دچار اعتیاد می‌شوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد می‌شوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد به‌سادگی میسر نمی‌شود.

اختلالات روانی و اعتیاد

اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب‌پذیر می‌سازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید می‌کند و دایره معیوب ادامه می‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می‌شود. در کل شخصیتهای روان‌نژند و نیز روان‌پریش را می‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب‌پذیر دانست. شخصیتهای روان‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می‌شوند؛ شخصیتهای روان‌پریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می‌باشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش می‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی می‌مانند.

روان‌پریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌شوند. سابقه این افراد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌پریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می‌یابند. در عین ‌حال روان‌پریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغ‌گویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران می‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می‌آورند.

نقش تکنولوژی و تمدن

اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش‌های روانی شده است. کشمکش‌ها ، حتی بیش از محرومیت‌ها ، سبب درهم ریختن مکانیسم‌های دفاعی افراد می‌شود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکش‌ها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.

افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!

افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر می‌گذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش می‌یابد و نشانه‌هایی چون خستگی ، بی‌میلی ، بی‌علاقگی ، کم‌خوابی و ناامیدی بروز می‌کنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی می‌دهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب می‌کنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا می‌کنند.

نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان

خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.

حمایت بیش از اندازه و اغماض بی‌نهایت پدر و مادر نیز سبب می‌شود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به ‌تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی به‌عنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به ‌شمار می‌آید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب می‌شود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب می‌کند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد می‌گیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک می‌کند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان می‌سازد.
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:7  توسط مر یم  | 

اعتیاد

اعتیاد
اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

مقدمه

افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.

شروع اعتیاد

اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی می‌شود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی می‌گردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز می‌شوند. به ‌موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل می‌شود مصرف خود را افزایش می‌دهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیادآور برحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد می‌کنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد می‌گذارند اعتیاد دهنده به ‌شمار نمی‌آیند.

انواع اعتیاد

اعتیادات مجاز

اعتیادات مجاز عبارتند از: وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست می‌آید. و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها می‌شوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف می‌شوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته می‌شوند. و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادت‌زا هستند و تداوم مصرف را ایجاب می‌کنند همانند تنباکو و مشابهین آنها. اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده و جامعه موجب می‌گردد. مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس.

اعتیادات غیر مجاز

اعتیادات غیر مجاز عبارتند از: وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بین‌المللی غیر مجاز شناخته می‌شوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی می‌باشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزه‌های احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد می‌باشد.

ویژگیهای افراد معتاد

فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافته‌اند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونه‌ای خود را با شرایط زندگی وفق داده‌اند آن را عقل می‌کنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایت‌بخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونه‌ای رنج می‌برند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمی‌شود بلکه همه افراد را که بگونه‌ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا می‌گیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.

اثرات دارویی مواد مخدر

مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود می‌آورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می‌گیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر می‌گذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از:

تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بی‌قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونه‌های غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بوده‌اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می‌گردد مانند بی‌قراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحله‌ای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو می‌گردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبه‌های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.

ریشه‌های روانی اعتیاد

از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونه‌ای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی می‌کند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوه‌ایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.

در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او می‌خواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او می‌خواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه‌اش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور می‌شود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعه‌اش بیگانه می‌گردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها می‌کشاند.

آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ

دوران بلوغ دوره‌ایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه می‌گردد. در این زمان او بخوبی احساس می‌کند که به مرحله‌ای جدید از زندگی می‌بایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعه‌اش اتخاذ نماید. مرحله‌ای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو می‌سازد و او سعی می‌کند بگونه‌ای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بی‌مورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینه‌های نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر می‌سازد.

پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد

اساس پیشگیری تعلیم و تربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانواده‌هاست این آموزش باید در یک طیف گسترده اعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانه‌های گروهی در جهت آموزشی و نتیجتا پیشگیری از اعتیاد نخست با تحلیل کلیه عوامل احتمالی اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و غیره که افراد سالم را بسوی این انحراف عظیم مذهبی ، اخلاقی ، اجتماعی و خانوادگی سوق دهد، کمال استفاده بعمل آید. آنگاه مسئولان تعلیم و تربیت علما و روحانیون ، روانشناسان و سایر صاحب نظران شیوه‌های مقابله را در چارچوب نظام حکومتی و متناسب با ارزشهای حاکم بر جامعه ارائه دهد.
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:5  توسط مر یم  | 

کور شدن به خاطر تقاضای طلاق

کور شدن به خاطر تقاضای طلاق


مرد 31 ساله مراكشي به دليل خودداري همسرش در ادامه رابطه زناشويي‌شان و تقاضاي طلاق، چشمهاي وي را از كاسه در آورد و او را براي هميشه نابينا كرد.

به گزارش ايسنا، مرد مراكشي پس از اين اقدام به اتهام شكنجه و وحشي گري نسبت به زن 23 ساله‌اش كه به نابينايي دائمي اين زن منجر شد، به 30 سال حبس محكوم شده است.

اين زوج پس از امتناع زن از ادامه رابطه زناشويي با شوهرش و درخواست طلاق با يكديگر به بحث و مشاجره پرداختند سپس مرد به سوي زن خود حمله ور شده و چشم‌هاي او را از حدقه در آورد.

وي براي تكميل محكوميتش براي هميشه از كشور فرانسه اخراج شد.

وكيل اين مرد مراكشي كه خواستار تخفيف مجازات براي موكل خود شده اظهار داشته كه موكلش دچار بيماري رواني است و در اين باره مي‌گويد: اين حادثه حاصل ازدواجي است كه از پيش برنامه ريزي شده و بر اساس انتخاب طرفين نبوده است.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:59  توسط مر یم  | 

عدم تمكين مهم‌ترين عامل طلاق در تهران

به اعتقاد بسياري از كارشناسان 43 درصد طلاق‌ها در 5 سال اول زندگي رخ مي‌دهد و دو سوم آنها در دو سال اول بوده و مهم‌ترين علل اين معضل اجتماعي از نظر روانشناسان و جامعه‌شناسان عدم تمكين زوجين از مسائل زناشويي، تفاوت‌هاي فرهنگي، عدم شناخت زوجين، عدم مهارت‌هاي ارتباطي، مداخلات خانوادگي، فقر و بيكاري است.


غفلت از طلاق خسارات جبران‌ناپذيري به هر جامعه‌اي وارد مي‌كند كه ريشه‌يابي و حل اين معضل اجتماعي بسيار جدي است.
رضواني، مديركل امور اجتماعي استانداري تهران در خصوص علل طلاق مي‌گويد: وقوع طلاق قانوني يك تصميم آني نيست و فرآيند با مراحل هفت‌گانه، اختلاف جزئي، تكرار و جدي‌ شدن اختلافات، جدايي يا بي‌ميلي يكي از زوجين، قهرهاي طولاني و تكرار آن، خستگي زوجين از قهرها، طلاق عاطفي و طلاق قانوني است.
او مهم‌ترين علت طلاق‌ها را نداشتن آگاهي زوجين از مسائل زناشويي مي‌داند و مي‌گويد: 43 درصد از طلاق‌ها در 5 سال اول زندگي به دليل انتخاب‌هاي غلط و غيراصولي انجام مي‌شود.
او با اشاره به اينكه در 9 ماه سال‌جاري 91 هزار و 18 مورد ازدواج رخ داده است، مي‌گويد: از اين تعداد 18 هزار و 832 مورد به طلاق منجر شده به طوري كه طلاق نسبت به سال گذشته 72/1 درصد رشد داشته است.
رضواني مي‌افزايد: شهر تهران بالاترين رشد طلاق را در استان به خود اختصاص داده و به ترتيب شهرهاي كرج، ري، اسلامشهر، شميرانات، ورامين، رباط‌كريم، شهريار، پاكدشت، دماوند و فيروزكوه از بيشترين تا كمترين آمار طلاق را دارند.
به اعتقاد اين مقام مسوول در كشور هيچ نهاد يا دستگاهي متولي طلاق‌هاي متعددي كه در جامعه رخ مي‌دهد، نيست كه غفلت از اين موضوع جبران‌ناپذير است.
او با اشاره به اينكه 50 درصد طلاق‌ها به دليل تمكين نشدن زن و مرد از مسائل زناشويي رخ مي‌دهد، مي‌گويد: آموزش‌هاي لازم قبل از مراسم خواستگاري و ازدواج براي زوجين ضروري است.
رضواني تفاوت‌هاي فرهنگي، عدم شناخت، انتخاب غلط، عدم مهارت‌هاي ارتباطي، مداخلات خانوادگي، فقر و بيكاري را از عوامل طلاق مي‌داند و مي‌گويد: بسياري از زنان مطلقه خانه‌نشين، افسرده شده و تمايلي به ارتباط با ديگران ندارند اما در مقابل مردان عكس زنان بوده و خانه‌گريز مي‌شوند.
مديركل امور اجتماعي استانداري تهران آموزش بعد از عقد را براي كاهش توقعات زوجين از يكديگر ضروري مي‌داند و مي‌گويد: آموزش مسائل بهداشتي در دوران بين عقد و ازدواج براي دختران و پسران بايد از اولويت‌هاي برنامه‌هاي آموزشي در اين مرحله قرار بگيرد.به گفته اين مقام مسوول بيش از 70 درصد موارد طلاق بين سنين
20 تا 39 سال رخ مي‌دهد.
رضواني مي‌گويد: استانداري تهران به كساني كه تا پايان اسفند بهترين طرح را براي كاهش آمار طلاق ارائه دهند جوايز نفيسي خواهد داد. از سوي ديگر حسن عموزادي، رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده تهران، معتقد است كه در 80 درصد طلاق‌هاي رخ داده در جامعه، خانم‌ها مهريه خود را مي‌بخشند.
او مي‌گويد: بيشترين طلاق‌هاي رخ داده در جامعه توافقي است و زنان بيشترين دليل خود را براي طلاق، نفرت از همسرشان عنوان مي‌كنند.
به گفته رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده تهران اكثر مراجعان براي طلاق، زوج‌هاي جواني هستند كه 2 الي 3 سال بيشتر از زندگي مشتركشان نمي‌گذرد.
ناسازگاري خانوادگي، نداشتن شغل، مشكلات اقتصادي و اجتماعي از علل طلاق در جامعه هستند كه هر كدام از اين عوامل سهم و ميزان خاصي در آمار طلاق در جامعه دارند.
دكتر حسين باهر، جامعه‌‌شناس 25 درصد از طلاق‌ها را ناشي از مهريه‌هاي سنگين مي‌داند و مي‌گويد: بعضي از افراد بدون مطالعه ازدواج مي‌كنند و براي تضمين ازدواج خود مهريه‌هاي سنگين مي‌گذارند و با رخ‌دادن اولين ناهنجاري در زندگي مهريه خود را به اجرا مي‌گذارند و مرد را مجبور به طلاق مي‌كنند.
اين جامعه‌شناس مي‌گويد: علت بيشتر طلاق‌ها در جامعه مربوط به اعتياد است و درصد كمي از طلاق‌ها مربوط به خارج شدن زنان از مسير عفاف است.
باهر با اشاره به اينكه امروزه در جامعه خانم‌ها بيشتر تقاضاي طلاق مي‌كنند، مي‌گويد: ازدواج‌ها بايد هدفمند شود. ازدواج نبايد فقط براي ارضاي نيازهاي جسمي و جنسي باشد، ازدواج بايد هدفمند باشد تا زن و مرد در كنار يكديگر به كمال برسند.
طبق تحقيقات صورت گرفته در زمينه طلاق29 درصد طلاق‌ها پس از گذشت
5 تا 9 سال، 13 درصد پس از 10 تا 14 سال و 15 درصد نيز پس از گذشت 15 تا
19 سال از زندگي مشترك به وقوع مي‌پيوندد، ضمن اينكه بيشترين فراواني وقوع طلاق (حدود 54درصد) در سنين
16 تا 35 سال رخ مي‌دهد.
يوسفيان، نايب‌رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه آقايان 9 برابر خانم‌ها تقاضاي طلاق مي‌كنند، مي‌گويد: طبق آمار به دست آمده از هر 10 تقاضاي طلاق ارائه شده به دادگاه،
9 تقاضا از سوي آقايان ارائه مي‌شود.
او مي‌گويد: متاسفانه در بخش پيشگيري از معضل طلاق در جامعه بسيار ضعيف هستيم و بيشترين مراجعه به دادگاه در خصوص طلاق مربوط به عدم سازش طرفين است نه اختلاف مالي و مسائل ديگر.
نايب‌رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس 15 الي 20 درصد طلاق‌ها را قبل از زندگي مشترك مي‌داند و مي‌گويد: كساني كه به صورت آني تصميم به ازدواج مي‌گيرند، اصولاً دچار مشكل مي‌شوند.
يوسفيان مي‌گويد: كمتر از 10 درصد طلاق‌ها در جامعه توافقي است و براي اجراي اين طلاق‌ها، بايد گواهي عدم سازش از سوي دادگاه صادر شود.
نايب‌رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس معتقد است كه هيچ زني راضي نيست كه كانون زندگي‌اش از هم پاشيده شود و اگر زني آمد و تقاضاي طلاق داد، بايد بدانيم آن زندگي ديگر قابل ترميم نيست.
سال‌هاي اوليه زندگي مشترك زوجين جوان، همواره به دليل همنشيني انديشه‌ها و روش‌ها‌ ميان زوجين و تفاوت موجود ميان فرهنگ‌ها و ارزش‌هاي، شايد دوران بحران زندگي زناشويي باشد. به گونه‌اي كه به گفته كارشناسان 80 درصد مشكلات زوجين در دو سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد و اهميت آموزش پيش از ازدواج براي پذيرش اين تفاوت‌ها و مسووليت‌هاي زندگي بيش از پيش نمايان مي‌شود.در همين رابطه موسي‌الرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس معتقد است بيشترين آمار طلاق در مراجع قضايي مربوط به اعتياد است.
او مي‌گويد: گرايش جوانان به مواد مخدر از مهم‌ترين علل طلاق در جامعه است. همچنين ازدواج‌هايي كه از روي عدم شناخت و آگاهي و براساس احساسات و عواطف رخ مي‌دهد بيشتر منجر به طلاق مي‌شود.به گفته اين مقام مسوول دستگاه‌هاي مربوط لوايحي در زمينه طلاق از طريق دولت به مجلس ارائه كنند تا مجلس هم به اين موضوع رسيدگي كند.
تورم، بيكاري و گراني اجاره بهاي مسكن از نگاه كارشناسان از ديگر علل طلاق است و نبود امنيت شغلي در جامعه زنگ خطري براي جامعه است به گونه‌اي كه با وجود آمدن مشكلات مالي، فرد مجبور به جدا شدن از همسر خود مي‌شود.
از سوي ديگر عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با اشاره به اينكه بيشتر طلاق‌ها در 2 الي 3 سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد، مي‌گويد: بيشتر طلاق‌هاي رخ داده در كشور توافقي است و ميانگين سني طلاق در كشور بين 22 تا 38 سال است.
علي زادسر مي‌گويد: اعتياد به مواد مخدر علت بيش از 80 درصد طلاق‌ها در كشور است و بعد از ازدواج زماني كه فرد متوجه اعتياد مي‌شود ناسازگاري‌ها آغاز و نهايتاً منجر به طلاق مي‌شود. همچنين اصغر كيهان‌نيا، روانشناس يكي ديگر از علل طلاق را آشنايي‌هاي خياباني و ازدواج اينترنتي مي‌داند و مي‌گويد: 25 درصد طلاق‌ها به دليل اين‌گونه آشنايي‌ها است.
او مي‌گويد: افراد به جاي اينكه از تجربه پدر و مادر خود استفاده كنند راساً براي ازدواج تصميم‌گيري مي‌كنند و والدين خود را بي‌سواد مي‌دانند.به گفته اين روانشناس
5 درصد طلاق‌هاي رخ داده در كشور به خاطر بدبيني طرفين نسبت به يكديگر است.
در حال حاضر با هسته‌اي شدن خانواده‌ها، بالا رفتن سن ازدواج، مسووليت‌پذير نبودن افراد، نداشتن بلوغ اقتصادي و شكستن قبح طلاق، اين واقعه به صورت مستمر در جامعه رخ مي‌دهد كه جدا از مشكلات به وجود آمده براي فرزندان طلاق توجه به آسيب‌هاي روحي و رواني كه به زوجين وارد مي‌شود، بسيار بااهميت است.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:57  توسط مر یم  | 

اعتياد و علل روانشناختي طلاق

عنوان فارسي: اعتياد و علل روانشناختي طلاق

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: اسفند 1379


سمينار: همايش توسعه اجتماعي استان كرمانشاه 

تحقيق:

ساير مقالات سمينار  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): شهريار گنجي , ساير آثار   زينب عباسي شاكرم , ساير آثار  

شماره صفحه: 0 

شماره نشريه:  

نشريه داخلي:  

نشريه خارجي:

محل دستيابي:  

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه:  

چكيده: مشكل اعتياد و سوئ مصرف مواد يكي از معلات بهداشتي اجتماعي جهان امروز است كه بنابرويژگي و خصوصيات گوناگون جوامع مختلف مي توان تفاوتهاي قابل ملاحظه را در علل شيوعو پي آمدهاي اجتماعي آن مشخص كرد.بدون شك رو يا رويي و حل اين مشكل كه گستردگي ابعاد آن تمامي اجزائ و اركان يك جامعه را تحت تاثير قرار مي دهد مستلزم توجه به مسايلبنيادي براي يافتن راهكارهاي كاربردي در رابطه با كاهش عوارض بهداشتي ،اجتماعي اينپديده از طريق مبارزه با كاهش عرضه موجب گرديده است كه برنامه ريزي در جهت كاهش تقاضا(پيشگيري و درمان) بعنوان يك راه حل اصولي در دستور كار تمامي سازمانها و موسساتي كه متولي مبارزه و كنترل مواد مخدر مي باشند قرار مي گيرد. معتادان نه تنها و سازنده نيستند بلكه مصرف كنندگاني هستند كه غير از ضرر اجتماعيهنري ندارند فرد معتاد نسبت به اعضاي خانواده خود را مقدم بر ديگران مي داند.روابطاجتماعي معتاد بسيار سطحي و تصنعي بوده و به ندرت مي تواند به پيوندهاي مستحكم عاطفي وفادار و تعهد داشته باشد چنين فردي فقط براي كسي كه بتواند براي او مواد مخدر تهيه نمايد اهميت قائل است و اعتياد يكي از علل از هم گسيختگي ساختار بنيادي ترين بخشجامعه،يعني خانواده است. يكي از نكات بسيار مهم اين است كه عواملي متعدد سبب اعتياد هستند و از اينرو تنهابكار گرفتن يك شيوه نمي توان بر تمامي اين عوامل تاثير گذاشت و بايد از شيوه هاي مختلف پيشگيري استفاده كرد.يكي از اين شيوه ها آگاه ساختن افراد جامعه از طريق آموزشپيشگيري از اعتياد است.آموزش موجب مهارت در فرد شده و تداوم آن توسعه مهارت را ممكنمي سازد.بنابر اين تثبيت و تقويت راههاي صحيح آموزش با انتخاب محورهاي آموزش مناسبهر گروه از اهميت خاصي برخوردار است. خانواده اين واحد به ظاهر كوچك اجتماعي كه از اركان عمده و از نهادهاي اصلي هر جامعه است در واقع هر خانواده را بايد خشت بناي جامعه و كانون اصلي حفظ سنت و رسوم و ارزشهاي والا و مورد احترام و شالوده مستحكم مناسبات پايدار اجتماعي و روابط خويشاوندي ،مبدائ بروز و ظهور عواطف انساني و كانون صميمانه ترين روابط بين افراد و مهد پرورش فكر و انديشه و اخلاق متعالي روح انساني به حساب مي آورد. طلاق از آن جهت قابل تحقيق و بررسي و پژوهش است كه روزانه ما شاهد از هم پاشيدن زندگيها،خانواده ها و كانون گرم خانواده هستيم كه زماني مامن آسايش همان خانواده ها بوده است. بر اساس تحقيق بعمل آمده در نيمه دوم سال 1378حدود 93 پرونده زوجين مراجعه كننده به مركز مشاوره و مداخله خانواده 14% بر اثر عامل اعتياد به مركز مشاوره مراجعه نموده اند كه 13 پرونده را شامل مي شوند از اين 13 پرونده 9 پرونده منجر به طلاق و 4 پرونده بازگشت و ترك اعتياد زوج گرديد. اين نشان مي دهد كه اين فرد معتاد بر اثر مصرف مواد مخدر نسبت به خانواده بي مسئوليت مي شود كه يكي از دلايل عمده جدا شدن زوجين از يكديگر مي باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:55  توسط مر یم  | 

طرحي از مسايل اجتماعي با تاكيد بر مسئله ي طلاق و روند تغييرات آن در ايران

عنوان فارسي: طرحي از مسايل اجتماعي با تاكيد بر مسئله ي طلاق و روند تغييرات آن در ايران

عنوان لاتين:

تاريخ انتشار: 1380


سمينار:  

تحقيق:

  

موضوعات مرتبط


مولف (مولفين): محمد ميرزائي دانشيار دكتري تخصصي جمعيت شناسي , ساير آثار  

شماره صفحه: 11 

شماره نشريه: 4 

نشريه داخلي: نامه انجمن جامعه شناسي ايران 

نشريه خارجي:

محل دستيابي: كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي 

محل دسترسي روي اينترنت:

کليد واژه: مسايل اجتماعي,مسئله اجتماعي,وضعيت زناشويي,ازدواج,طلاق,شاخص نسبت طلاق به ازدواج 

چكيده: در اين گفتار ابتدا كوشش شده است تعريفي از مسايل اجتماعي بدست داده شود.سپس عواملزمينه ساز مسايل اجتماعي مورد بحث قرار گرفته و اقدام به طبقه بندي آنها شده است.مسئله ي اجتماعي كه در اين گفتار بطور خاص به آن پرداخته شده مسئله ي طلاق و از هم گسيختگي خانوادگي است.پس از تعيين جايگاه طلاق در حوزه ي مسايل اجتماعي پاره اي نظريات مرتبط با طلاق مطرح و به برخورد اديان و مذاهب با مسئله ي طلاق نيز اشاره شده است.علل و عوامل موثر بر طلاق از جنبه هاي ديگري است كه بحث و بررسي شده و اثرات و عوارض طلاق نيز مدنظر قرار گرفته است.بالاخره با استفاده از شاخص نسبت سالانه ي طلاق به ازدواج (تعداد طلاق به ازائ هر يكصد ازدواج در سال )روند تغييرات شاخص طلاق در ايران (به تفكيك مناطق شهري و روستايي)در چند دهه ي اخير به دست داده شده و با ارقاممشابه در پاره اي از كشورهاي ديگر مقايسه شده است. ارقام بدست آمده براي شاخص طلاق بيانگر آنست كه اين شاخص در سال هاي بلافاصله قبلاز انقلاب اسلامي بالاتر از سال هاي بلافاصله بعد از انقلاب اسلامي بوده است.اين درحالي است كه شاخص طلاق از اواسط دهه ي 1360 اندكي رو به افزايش ودر درههي 1370 روبه كاهش بوده است.شاخص طلاق همواره در مناطق شهري بطور چشمگيري بيشتر از مناطق روستايي كشور بوده است،هر چند در دو دهه ي اخيرفاصله ي شاخص در اين دومنطقه كمتر شده است. 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:54  توسط مر یم  |